كه به حساب ما هرهفت ورست يك فرسخ است . عبور از اين راهها با عراد [ ه ] هاى چاپارخانهء دولتى مىشود كه به اصطلاح روسيه ، پشت « 9 » مىگويند .
اسبهاى عراده بسيار بسيار خوب است ، ولى چون خود عراد [ ه ] هاى پشت فنر ندارد « 10 » مثل عرادههاى توپخانه است [ 19 آ ] و سرش باز .
وضع عرادهها
اولا ، از جهت آفتاب و بارندگى محفوظ نيست و ثانيا ، در حركت آنقدر زحمت مىدهد كه ما فوق آن متصور نمىشود . [ در ] هر عراده هم سه نفر زياده نمىتواند نشست با قدرى اسباب .
وضع راه
همهء راه را هموار كرده و با سنگريزهها ريخته و كوفتهاند . مثل اينكه يكپارچه از سنگ است . دريا سمت راست راه واقع است . طرف چپ راه آب و نيزارها [ ى ] بسيار است . در يك فرسخى راه مرداب بزرگى است بسته « 11 » به دريا .
پل چوبى بسيار بزرگ خيلى محكم خوبى بهجهت عبور بر روى او بستهاند . بر روى رودخانههاى ديگر هم پلهاى چوبى بسته شده است .
يك فرسخى لنكران مقابل راه در دريا ، نزديك به خشكى ، جزيرهء بزرگ خوب پردرخت باصفايى است . آبادى و زراعت هم دارد . همهجا اطراف اين راه ، محل زراعت و آباديهاى خوب دارد . سكنهء آنها بعضى مسلم [ 19 ب ] [ و ] اكثر از اهل نمسهاند . نصارا و يهود كه دولت روس در آنجاها نشانده ، رعيتى مىكند .
همهء راه هموار [ و ] هوايش ملايم [ است ] .
يك پستخانهء ديگر هم سواى قزل آقاج هست . زراعت گندم و برنج و جو بسيار
هامش
( 9 ) . مقصود همان پستPostمىباشد كه در پشتخانه ( - پستخانه ) هم آمده است . چون ضبط پشت به تلفظ روسى آن نزديك است ، انتخاب گرديد .
( 10 ) . ظاهرا منظور نويسنده از فنر ، سايبانهاى تاشو مىباشد كه كالسكهها و درشكههاى قديم داشتند .
( 11 ) . يعنى متصل به دريا .