رشت
شهر رشت خيلى آباد است ولى به حسب عمارات ، چندان شهريت ندارد .
اكثر بناها از چوب و سفال [ و ] بيشتر از بام خانهها از علف شلتوك [ است ] . در خود رشت مركبات نيست ، مگر كمى در باغچهء خانهها به عمل مىآورند .
زمستانش سرد و برف زياد [ تر ] از عراق مىبارد ولى زود آب مىشود [ و ] دوام ندارد . مردمش در لندرهدوزى « 1 » و گلابتوندوزى « 2 » [ و ] ابريشمبافى مشهورند .
اهلش سفيدپوست [ اند ] . صورتهاى خوب بههم مىرسد ، خاصه در طايفهء زنان .
بسيار بدلهجه [ اند ] . « 3 »
سبزه ميدان
جاى باصفاى آنجا محلى است موسوم به سبزه ميدان . زمين وسيعى است
هامش
( 1 ) . لندرهدوزى : دوختن لندره . گل و بوتهء چرمين كه به چادر و تجير مىدوزند . لندره يعنى دوختهاى از پارچه و چرم كه روپوش كجاوه و امثال آن مىكردهاند . ( فرهنگ معين ، ج 3 ) .
( 2 ) . گلابتوندوزى : نوعى دوزندگى كه جنبهء تزيينى دارد و در آن نخ گلابتون ( نخهاى ابريشمى زرين و سيمين ) به كار مىرود . ( فرهنگ معين ، ج 3 ) .
( 3 ) . مقايسه كنيد با : آنان ( - گيلانيان ) با لهجهء مخصوصى صحبت مىكنند ، كه خاص خودشان است و در گوش طنين بسيار خوشآيندى دارد . ( سفرنامهء مادام كارلاسرنا ، ترجمهء على اصغر سعيدى ، انتشارات زوار ، ص 280 )