اوضاع طبيعى جانكى سردسير
ولايت جانكى عبارت است از پنج قطعه جلگهء بسيار وسيع كه كوههاى بزرگ اين پنج قطعه زمين را قسمت كرده است . از هرجلگه كه به جلگهء ديگر مىروند درهها و كوههاى سخت است . چشمهها و رودخانههاى زياده از حد دارد . يك سمت اين ولايت متصل به چهار [ 252 ب ] محال اصفهان است .
طرف ديگرش با كهگيلويهء فارس هم خاك است .
رود خرسان
فاصلهء اين دو خاك رود خرسان « 36 » است كه از كوهستان فارس آمده داخل رود كاران شود . چوب شطب « 37 » از جنگل اين ولايت به اطراف رود .
ده ارمن
دهى است در اين ملك موسوم به ارمن « 38 » ، در كنار رود كاران واقع است .
برنج مىكارند . همهء اهل آن ولايت گفتند برنج اين ده تخمى هفتصد تخم ريع كند .
چشمهء مهمانكش
از پاى قلعه كه در آن وقت مأمن خوانين اين ولايت بود ، چشمهء آبى جارى است موسوم به چشمهء مهمانكش . هركه يك مرتبه از آب آن چشمه بياشامد يك سال به مرض نوبه مبتلا گردد . خود ديدم كه سگ و يابو از اين آب خورده « 39 » بودند و هرروز مىلرزيدند . جمعى ديگر از مردم هم از اين آ [ ب ] خورده بودند ، [ 252 آ ] نوبه مىكردند . دو نفر قبل از اينكه من به اين ولايت بيايم ، آمده
هامش
( 36 ) . رود خرسانXersanيكى از شعبات رود كارون مىباشد .
( 37 ) . شطبShetab: شاخ سبز و تر خرما . ( لغتنامهء دهخدا ) .
( 38 ) . محتملا مقصود ارمند ( ارمند بالا و ارمند پايين ) مىباشد . دهى از دهستان جانكى ، بخش لردگان ، شهرستان شهركرد است . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 10 ) .
( 39 ) . اصل : خرده .