سو
از قهرود الى سو « 11 » پنج ساعت ، همهء راه كوهستان و بلند و پست [ است ] .
بعضى چشمههاى آب دارد . در ثلث اول راه گردنهاى است . اگر زمستانها سخت شود اين راه مسدود گردد .
آقا كمال
از قهرود به كاروانسراى آقا كمال مىروند ؛ از آنجا به مورچهخوار . « 12 » همهء اين كوهستان كبك دارد . فصل بهار بسيار باصفاست . آبادى سو در دره واقع است . ده آباد ادبارى است . باغات كمى دارد . دهى است از دهات بلوك نظنز .
كاروانسرا و حمامى دارند . خارج ده امامزادهاى است ؛ بقعهء مختصرى و چشمهء آبى دارد . ماست و كره اين ده بسيار خوب مىشود و مشهور است .
مورچه خورت
از سو الى مورچهخوار شش ساعت ، همهء راه كوهستان و پست و بلند ، قدرى از آخر راه هموار است . [ 237 آ ] آبادى مورچهخوار در جلگه واقع است . قلعه و كاروانسرايى دارد . اول خاك اصفهان است . آبش [ از ] قنات [ و ] آبادى كثيفى است . زراعت كمى دارد . در اين جلگه شكار آهو و گور بسيار است .
گز
از مورچهخوار الى گز « 13 » هفت ساعت ، همهء راه جلگه و هموار [ و ] ريگ بوم
هامش
( 11 ) . « بالاخره به دهكدهء محقر سو رسيديم كه در انتهاى گردنهء كوهى كه از ميانش عبور مىكرديم ، قرار داشت » . ( همان كتاب ، ص 175 ) . سو بر جلگهاى كه اين پايتخت ( - اصفهان ) در آن قرار داشت ، مسلط است . ( همان كتاب ، ص 176 ) .
( 12 ) . اصل : خار . مقصود مورچهخورت است . دهى از دهستان برخوار ، بخش حومهء شهرستان اصفهان . جنگ معروف نادر شاه با افغانها در آنجا واقع شد . ( فرهنگ معين ، اعلام ) .
( 13 ) . دهى از دهستان برخوار ، شهرستان اصفهان . مردم آن به لهجهء گزى كه يكى از لهجههاى ايرانى است ، سخن مىگويند .