بعقوبه
از خان ارته الى بعقوبه « 1 » پنج ساعت [ است ] . تمام راه هموار ، طرفين راه بعضى پست و بلند دارد . خود بعقوبه در كنار شط دياله واقع است . آبش از بلاد عجم مىآيد . در كنار شط [ 161 ب ] كاروانسرايى است بهتر از خان ارته . از شط با گمى عبور مىشود . در فصل كمآبى از بعضى جاهاى گشاد اين شط با اسب عبور مىتوان كرد . بعد از گذشتن از شط ، باغات است . به فاصلهء نيم ساعت آبادى بعقوبه است [ كه ] يكى از قصبههاى معتبر عراق است . جمعيت زيادى دارد . سكنهء آن عرب ، بعضى كرد ، قدرى يهود [ ند ] . بازار ، كاروانسراها ، حمامها [ و ] قهوهخانههاى عربى دارند . باغات و نخيلات زياد [ و ] زراعت بسيار دارند .
مركباتش خاصه ليموى شيرين بسيار است و خوب . انارش ممتاز [ است ] .
مركبات و انار [ و ] بعضى ميوه [ ها ] از اينجا حمل به بغداد شود .
حويدر
حويدر جايى است متصل به بعقوبه در كنار شط . جاى بسيار باصفاى خوبى است . همه قسم مركّبات و فواكه دارد . انارش در بغداد مشهور است . بيشتر از انار و مركبات و ميوهء بغداد از حويدر مىرود .
شهروان
از بعقوبه الى شهروان « 2 » [ 162 آ ] هشت ساعت ، همهء راه هموار [ است ] .
طرفين راه بعضى پست [ و ] بلند كمى دارد . نهرهاى زياد از راه مىگذرد . « 3 » اكثر
هامش
( 1 ) . بعقوبه يا بعقوباBakubaيكى از شهرهاى عراق نزديك بغداد است . حمد الله مستوفى مىگويد :
« . . . و آن را دخترى از تخم كسرى قوبا نام ساخت و بيعت قوبا خواند . به مرور زمان بعقوبا شد » . ( نزهة القلوب ، ص 42 ) .
( 2 ) . كنت دوسرسى نام اين محل را شارابانCharabanنوشته است اما در سفرنامههاى ايرانى به صورت شهروان آمده است . شارابان محتملا همان شهرابان است كه حمد الله مستوفى بانى آن را دخترى از تخم كسرى به نام آبان مىداند . در سفرنامهء عتبات شهروان ضبط شده است .
( 3 ) . در سفرنامهء عتبات به دو نهر اشاره شده است ، يكى نهر بلدروز و ديگرى نهر مبروز . ( سفرنامهء عتبات ، ص 90 ) .