رفتهاند . اگر شرقى باشد بسيار دير مىرود . بيم خطر است . گاهى هيچ نمىتوانند حركت كرد . اين از آب . [ 148 ب ] بعضى جاها نهر بزرگى است ، بعضى جاها بركهء بسيار بزرگى مىشود كه به قدر يك ساعت زياده عرض بههم مىرساند . دو طرف اين آب همهجا عشاير هنديه ساكناند و محل زراعت برنج است . گاميش زياد دارند .
ذى الكفل
در چهار ساعتى نجف كنار شط بهطرف چپ ، آبادى ذى الكفل است . قلعهء آجرى كوچكى است . بعضى عمارات از يهود در آن قلعه هست . مسجدى و مناره [ اى ] دارد .
مدفن ذى الكفل نبى
مدفن ذا الكفل نبى در آن مسجد است . سابقا اين مسجد در تصرّف اهل اسلام بود . چند سال است يهود متصرفاند . سكنهء اينجا عرب و يهود كمى است .
جمعيتى دارند ، ولى زياده از اندازه جاى كثيفى است . گويا همهء اين زمين كيك باشد . باغ و نخل كمى دارند . برنج و گندم و جو بسيار مىكارند . مردمش تفنگچى ، حالتشان مثل اهل هنديه است . سالى يك مرتبه [ 149 آ ] در اواخر بهار ، زوار يهود ، از عجم و جاهاى ديگر جمعيت زيادى به زيارت مىآيند . « 11 » از اول زيارت آنها تا به آخر ، يك ماه طول مىكشد . تماشاى غريبى دارد .
تل نمرود
در كنار اين هور بالاتر از ذا الكفل تل بلندى هست كه از خيلى راه ديده مىشود ، موسوم به تل نمرود . « 12 » بر روى تل برج مانند چيزى است از آجر و
هامش
( 11 ) . « طايفهء يهود به زيارت ذى الكفل اعتقاد راسخى دارند . از اطراف مىآيند ، نذورات مىآرند » .
( سفرنامهء عتبات ، ص 122 ) .
( 12 ) . « از آن سمت بركه ، برج نمرودى كه از آثار عمدهء شهر بابل است ، فرنگيها بيرس نمرود مىگويند ، نمايان بود » . ( همان كتاب ، ص 122 ) .