و اما تفصيل بنا و آبادى كربلاى معّلى
وضع كلى
شهرى است كوچك ، آباد ، پرجمعيت ، بدهوا [ و ] پررطوبت . از جهت تنگى مكان ، كثرت مردم [ و ] بسيارى دفن اموات هميشه هواى اين ولايت متعفّن است . وقتى كه امراض و ناخوشيها كم باشد بسيار عجيب است . [ 142 ب ] نزد راقم حروف هيچ معجزه از اين بالاتر نيست كه مردم در چنين هوايى زنده مانند ، خاصه بعضى اوقات كه آب نهر حسينيه قطع شود و مردم آب چاه صرف كنند . كيك و پشه ، عقرب و مگس زياد دارد .
زمين همهء شهر زيرش يا مدفن است يا بلوعه . « 1 » چهار ذرع كه زمين را بكنند آب شور و تلخ برآيد . در واقع اين ملك مدفن است نه مسكن .
بناها و حمامها
بناى عماراتش از آجر و گچ و چوب [ و ] بسيار بىدوام [ است ] . خانهها همه تنگ و كوچك ، سه چهار مرتبه بر روى هم ، بسيار گران ، بازارش تنگ و بد ، كاروانسراها زياد كثيف و كوچك [ است ] . حمام متعدد دارد ، در نهايت كثافت . آب خزانهها گذشته از تلخى و شورى معنى آب مضاف است .
هامش
( 1 ) . بالوعه ، بلّاعه و بلّوعه - راهى زيرزمينى براى گذر گنداب . فاضلاب . ( المنجد ، ذيل بلع ) .