[ مقدمه متن ]
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين و الصّلواة و السّلام على سيد المرسلين و اولاده الطاهرين ، چنين گويد سيف الدوله سلطان محمد بن فتحعلى شاه قاجار نور الله مرقده ؛ سابقا هر جا سفر مىكردم شرح مسافرت خود را مىنوشتم . پس از سفر هرات حكيم ريك نامى انگريز مأمور هند شد ، از من خواست « 1 » شرح مسافرت خود را به او دادم . نسخه يكى بود ، از دست رفت . بعد از آن ، ميل به نگارش روزنامهء مسافرت نكردم تا در اين سال كه 1279 هجرى است ، شوق زيارت حرمين الشريفين به سر افتاد ، جازم و عازم گشت .
فرد
خيال كعبه چنان مىدواندم به نشاط * كه خارهاى مغيلان حرير مىآيد « 2 »
با خود گفتم كه در اين سفر زحمات خواهى كشيد [ و ] نديدهها خواهى ديد ، [ اگر ] روزنامچهء مسافرت سابق « 3 » از دست رفته است ، افسرده نبايد بود . خوشتر آن است كه شرح حالى چنان كه سابق رسم تو بود در دفترى بنگارى ، شايد پس از اين ، اين نوشته و شرح حال تو دليل راه مسافران بر و بحر عالم گردد و آگاهى از
هامش
( 1 ) . اصل : خاست .
( 2 ) . بيت از سعدى است .
( 3 ) . مقصود شرح مسافرت قبلى نويسنده است كه در چند سطر بعد نيز به آن اشاره مىكند .