هفت ساعت رانديم تا به جزيره كه حاكمنشين اين ولايت كرد است ، رسيديم .
حركت به سوى جزيره
همهء اين راه تا دو ساعتى جزيره ، كوهستان سخت و جنگل است . در سختيهاى كوه ، همهجا دهات آباد كردنشين و محل زراعت است . كبك بسيارى دارد . دو ساعتى جزيره يك سمت شط ، قدرى زمين وسعت بههم مىرساند .
سمت ديگر در دامنهء كوه ده بسيار باصفاى معتبر آباد پرباغى است . سكنهء آن كردند . انجير و انار بسيار خوبى دارد كه انار از اينجا به ديار بكر مىبرند . اين قسم انار در جاهاى ديگر نديدهام . انارش پردرشت نيست . حد وسط ، پوست نازك ، ملس و بىدانه ، بسيار خوشمزه [ و ] قدرى كمآب است . علت [ 121 ب ] كمآبى انارش اين است كه باغاتش ديم است .
جزيره
خود جزيره « 11 » در قديم از شهرهاى بسيار معتبر دنيا بوده است . حال قصبهاى است . از بناهاى قديم آنجا هيچ باقى نيست ، مگر چند مسجد و مناره . بعضى علامات از عمارات سنگى و قلعهاى كه از سنگ داشته است ، باقى است . « 12 » ايام بهار اطراف اين ولايت را آب مىگيرد . در فصل كمآبى ، شط از طرف شمال و مغرب آن مىگذرد .
دلات
آبادى دلات در جلگهاى است . دو سمت آن كوه است . بازار مختصر بدى دارد . كوهى در سمت جنوب شهر واقع است موسوم به كوه جودى . خود آنها مىگويند جودى معروف همين كوه است . بهارش بسيار سبز و باصفاست [ و ]
هامش
( 11 ) . « اعراب بلاد بين النهرين عليا را جزيره مىناميدند ، زيرا آبهاى دجله و فرات عليا جلگههاى آنجا را در بر مىگرفت » . ( سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 93 ) .
( 12 ) . جزيره : « اين شهر در ساحل راست دجله قرار گرفته است . و ويرانههايى كه از شهر قديمى در آنجا باقى مانده ، مانند لانههاى كلاغ در روى صخرهها قرار دارد » . ( سفارت كنت دوسرسى ، ص 278 ) .