اوضاع كلى شام
بيشتر از محصولات اين ملك حمل به فرنگستان شود . برنج از مصر مىآورند .
يك قسم ميوه دارند نزديك به آلو قيسى ايران [ كه ] او را جان اريكى نامند . از اين آلو ، لواش [ 94 ب ] مىسازند . در همه سال بارها و كشتيها از اين لواش حمل به فرنگستان ، اسلامبول و مصر ، مغرب و حجاز مىشود . تجارت بزرگى است . اين لواش را قمر الدين « 1 » نامند . بازار بزرگى است [ كه ] نزديك به پانصد دكان مىشود . كارشان قمر الدين فروشى است .
وضع آب
آبش از چشمه و رود [ و ] بسيار زياد [ است ] . هرخانه يك دو سه نهر آب جارى دارند . در كوچهها ، مساجد ، حمامها ، باغات [ و ] همهجا آبهاى جارى موجود است . نهرهاى بزرگ از ميان شهر مىگذرد . آسياهاى زياد در شهر مشغول كار است . مىتوانم گفت خرابه در اين شهر نديدم .
وضع بناها
بناى عماراتش از سنگ تراشيده ، ولى چندان عالى نيست . حالا ابتدا
هامش
( 1 ) . قمر الدينQamar - oddin- مرباى زردآلو . ( فرهنگ نوين عربى - فارسى ، ص 562 ) . گويا اين مربا را از آب زردآلو ، پس از اينكه خوب قوام آمد ، مىپزند . ظاهرا مقصود لواشك است .