خوبى دارد . هندوانه و گرمكى هم مىكارند . شبها رطوبت بسيار لزجى از هوا مىآيد . به هرجا برسد چسبناك است و بوى منى مىدهد . در هيچيك از بنادر درياها اين قسم رطوبت ديده نشد . دولت عثمانى بهجهت عسكرى كه محافظ اين بندرند ، قلعه و عماراتى ساخته است . هميشه توپخانه و سوارهنظام « 9 » دولتى در اين بندر هست . « 10 » .
مستوره
از رابغ الى مستوره نه ساعت ، همهء راه هموار و رمل ، سمت چپ راه دريا نزديك است . سنگ سياهرنگ و درخت مغيلان [ 81 آ ] در اين راه زياد است .
آب [ ش ] منحصر است به يك چاه شورمزهء ناگوارى .
بدر و حنين
از مستوره الى بدر و حنين « 11 » هجده ساعت ، اوّل راه بيابان هموارى است .
بعضى از زمينها رمل [ و ] پاره [ اى ] سنگلاخ [ اند ] . درختهاى مغيلان خيلى بزرگ دارد . آخر راه كوه و سنگ [ است ] . از ميان درّه بايد عبور كرد . خود بدر آبادى و سكنه دارد . « 12 » مردمش از طايفهء حرب [ و ] بسيار جسور [ ند ] . درخت خرما و مركبات ، خاصه ليموى آب زياد دارند . هندوانه هم مىكارند . خانهها از سنگ و گل [ است ] . آبش از چاه است ، قدرى شورمزه . از جانب دولت عثمانى قلعه [ اى ] ساختهاند . توپخانه و عسكر هميشه در آنجا هستند .
هامش
( 9 ) . اصل : هميشه نظام توپخانه و سواره .
( 10 ) . يكى از احرامگاههاى اهل جماعت است . ماهى خوبى دارد . ( حاشيه متن ) .
( 11 ) . در سفرنامهء نايب الصدر شيرازى به دو محل با اسامى بدر و خليص اشاره شده است . ( ص 206 ) .
( 12 ) . « و از آنجا به وادى البدر هشت فرسنگ و از آنجا بدر و حنين نه فرسنگ است » . ( نزهة القلوب ، ص 169 ) .