[ جمادى الاخرى ] به بازديد عبد الحسين خان ، سرهنگ فوج چهارمحال در عمارت كوشك . مرد بسيار معقول درست رفتاريست ؛ و عصر جمعهء 7 [ جمادى الاخرى ] آقا جان خان ، سرتيپ سواره دويرن شاهسون زنجانى ، نايب الحكومهء دزفول را ، جناب نظام السّلطنه از شوشتر روانه نموده بود ، فورا به ديدن آمد .
[ در ] دزفول مأكولات ارزان است : كاه خروارى 30 شاهى . نان يك من 200 دينار ، زغال خروارى 1100 دينار ، گوشت چاركى 250 دينار .
عصر شنبه 8 [ جمادى الاخرى ] آقا شيخ عبد الحسين ، پسر جناب آقا شيخ محمّد طاهر و پسر ديگرش ؛ و اسد خان پسر آقا رضا مستوفى و سلطان الذّاكرين و آقا على پسر آقا رضا مستوفى و جمعى آمدند به ديدن . صنايع دزفول : آهنگرى زياد است و ساختن دهانه و ركاب حويزه و فى الجمله زرگرى .
روز دوشنبه 10 [ جمادى الاخرى ] به اتّفاق آقا جان خان سرتيپ از دزفول خارج شديم به سمت شوشتر از راه آببيد ، ملك مرحوم حسينقلى خان ايلخانى . شش فرسخ آمديم . شب سهشنبه را در آببيد منزل نموديم . قلعهاى دارد و عمارت و دو باغ بزرگ مركّبات و حمّام و طاحونه « 1 » و زراعت زياد فارياب و ديم . قريب سى هزار تومان مخارج آنجا شده .
[ شوشتر ]
صبح 3 شنبه 11 [ جمادى الاخرى ] حركت نموديم به سمت شوشتر . [ پس از ] مدّت چهار ساعت رسيديم . پنج فرسخ است و در يسار راه دو قريهء جلّكان و گتوند « 2 » واقع است و قلم معروف شوشتر در همين راه ما بين دزفول و آببيد واقع است « 3 » . بعد از ورود به كنار رودخانهء شوشتر چون پل از وسط خراب شده ، با كلك عبور مىكنند و آن عبارت از چند مشك است كه پرباد نموده به همديگر مىبندند . چاكران « 4 » نيز بر كلك نشسته از آب گذشت . جمعى در آنوقت به استقبال آمده بودند و از آنجا رفتيم به قلعهء سلاسل 35 . بعد از ملاقات جناب نظام السّلطنه مراجعت نموديم به خانهء ميرزا اسد اللّه خان كه براى ما منزل خالى كرده بودند . جمعى به ديدن آمدند : حاجى امامقلى خان ايلخانى ، صمصام السّلطنه اسفنديار خان ، صاعد السّلطنه ، عبد اللّه خان سرتيپ ، حاجى حسن فرّاشباشى و پيشكار آقا رضا مستوفى ، ميرزا صادق خان منشىباشى ،
هامش
( 1 ) . آسياب
( 2 ) . در نسخهء خطّى : گنونه . ( گفوند ) .
( 3 ) . به عمل مىآيد .
( 4 ) . ظاهرا : « چاكر » صحيح است .