همان سال ، در تهران پايان يافته است . بدين ترتيب ، مسافرت دوم شش ماه و دو روز طول كشيده كه در مقام مقايسه با مسافرت اوّل كه هشت ماه و بيست روز زمان گرفته ، كوتاهتر بوده است .
از آنجا كه مسيرهاى رفت و برگشت نجم الدّوله در اين سفر ، از نقاط كوهستانى و گردنههاى سخت و صعب العبور زاگرس و كتلهاى دهشتناك فاصل بين بوشهر و كازرون مىگذشته و با توجّه به نزول برفهاى سنگين و سرما و يخبندان بسيار شديد در بخشى از مسير و نيز با ملاحظهء وضع بسيار نامناسب راهها و وسايل حمل و نقل و نبود تسهيلات لازم در آن ايّام ، نجم الدّوله در خلال اين سفر ، ناگزير ، متحمّل شدايد فراوان و مصايب و خطرات سهمگينى شده كه شرح مفصّل آنها در متن سفرنامه آمده است و در اينجا از دو مورد آنها ياد مىشود :
. . . . . چند روز علىالاتّصال جمعى عملهء پارودار راه را [ در حوالى زاغه از توابع خرّم آباد ] مىرفتند و مىكوبيدند و گاو انداخته « 1 » . با وجود آن ، ارتفاع برف از يك ذرع الى دو ذرع بود . قاطرهاى باردار ، هر دو قدم مىافتادند و فرو مىرفتند . مصيبتى گذشت . . . . مكرّر در برف فرو رفتيم و افتاديم . هركس مىافتاد ، احدى ملتفت نمىشد . نوكر به آقا اعتنا نداشت ، چرا كه او خود گرفتار بود . . . . [ خلاصه ] قيامتى بود ! اميد نجات نداشتيم [ مفاد آيهء ]
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ [ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ]
« 2 » محسوس و مجسّم شد . چشمها و دستها غالب معيوب شد . هزار مرتبه توسّل جستيم به ارواح اولياء . . . . ( نسخهء خطّى سفرنامه ، صفحات 13 - 12 )
و نيز :
. . . . خلاصه مدّت دو ماه سفر ما طول كشيد از طهران الى دزفول و اقسام صدمات ديديم از يخ و برف و پرتگاه و خطر دزد و خطر غرق [ در ] آب و غيره و الحمد للّه به سلامت گذشتيم . . . ( همان ، ص 30 )
مشخّصات نسخهء خطّى
همانطور كه قبلا يادآورى شد ، نسخهاى كه مبناى استنساخ سفرنامهء حاضر قرار گرفته ، متعلّق است به كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران ، و نام كاتب آن ، به استناد نوشتهء خود وى در انتهاى آن نسخه و نيز به موجب تصريح شادروان محمد تقى دانشپژوه ( در فهرست آثار خطّى كتابخانهء مركزى و مركز اسناد دانشگاه تهران ، جلد 17 ، ذيل شمارهء 9287 ) ، محمد على
هامش
( 1 ) . با گاو لگدكوب مىكردند .
( 2 ) . روزى كه مرد از برادرش و مادر و پدرش مىگريزد ( آيهء 80 از سورهء عبس ، در توصيف روز قيامت )