فروخته مىشود به دو هزار تومان . ديگر هم از ديوان دستى بگيرند و در گوشهء چهار برج سربازخانه بسازند . « 1 »
امروز صبح شنبه 5 [ شعبان ] به حكم استخاره خيال براين شد كه از راه شيراز مراجعت كنيم و قبل از آن ، همواره عازم بودم كه بروم به عتبات عاليات ، زيارت ائمّهء اطهار ، عليهم السّلام ، و از راه بغداد مراجعت نمايم . پس يك نفر نوكر روانهء محمّره نمودم كه بنه و اسباب را حمل كند به بوشهر و آدمى ديگر برود اهواز مالهاى سوارى را ، ده رأس ، از راه جرّاحى و بهبهان و راه بندر ديلم بياورند بوشهر و مبلغى براى مخارج آنها فرستادم نقد . و نايب الحكومه نوشتند ، در بندر ديلم ، احتياطا ده تومان ديگر به آنها بدهند و اين مبلغ را همانجا تسليم گماشتگان نايب الحكومه نمودم .
طرف عصر ميرزا اسمعيل صحّافباشى از طرف هندوستان وارد شده بود . آمد به ديدن حقير . روز جمعه 18 رجب از حيدرآباد بيرون آمده ، در 22 ساعت با راهآهن به بمبئى [ رسيده ] و از آنجا 12 روزه تا بوشهر و گويا پيشكار وزير حيدرآباد بوده و ماهى پانصد روپيّه ، معادل صد و بيست و پنج تومان ، به او مىدادند . امروز شخص انگليسى « 2 » ديگر ، خيلى معروف ، وارد شد .
عازم طهران است .
امروز احمد خان ، سرتيپ جهاز « 3 » ، آمده بود ، مىگفت كه : كار عربستان از اين نقلها گذشته .
صاحبمنصبان انگليس در جهاز صحبت مىكنند كه اهواز را چنين آباد مىكنيم ، چنين و چنان خواهيم كرد ! اگر روسها بيايند چنين جنگ مىكنيم ! و به ما ايرانيان مىگفتند كه : وقتى عربستان با ما باشد ، براى شما بهتر مىشود ! و از اين قبيل عبارات با كمال وجد و شور مىگفتند ، بدون هيچ احتياطى . در حقيقت ، بعضى از ما ايرانيان هم آنها را مدد مىكنيم .
امروز دوشنبه 7 [ شعبان ] مشغول شديم به طرح و برآورد عمارت جديد خوشمنظر دو طبقهء حكومتى براى محمّره در كنار مصبّ كارن و طرح قلعه در برابر آنجا .
صورت نهار جناب نظام السّلطنه در بوشهر به خرج سعد الملك يا نايب الحكومه : پلاو و چلاو هشت ظرف ، بهعلاوهء يك قاب افغانى پلاو ، يا طعام ديگر . خرما ، كره ، ماهى ، رنگينك « 4 » ، كباب
هامش
( 1 ) . چنين است در اصل نسخه . شايد جملهء اخير بدينصورت بوده است : « حالا فروخته مىشود به دو هزار تومان .
[ . . . هزار تومان ] ديگر هم از ديوان دستى بگيرند و در گوشهء سربازخانه چهار برج بسازند . » . ( حدس آقاى مهدى مداينى )
( 2 ) . در نسخهء خطّى : انگليس .
( 3 ) . سرتيپ نيروى دريايى
( 4 ) . در نسخهء خطّى : رنگنك .