اى شنيده وصف جنت شو برين در معتكف * زان كه اين منزل نمودارى است از دار القرار
قدسيان بر روى صحن او ز ديده آب زن * حوريان جاروب كش با گيسوى عنبر نثار
رب انزلنى دعا آمد ز خير المرسلين * و اندرين مسجد ملايك را يكايك ز افتخار
پايهء رفعت نهد بالاتر از كرسى خطيب * تا برين منبر بگويد مدح شاه كامكار
با نيش چون روز اول رب وفق گفته بود * لاجرم توفيق ربانى مر او را گشته يار
فرش اتمامش فكنده صدق نيت چون گذشت * هشتصد و پنجاه و نه از هجرت صدر كبار
خدمت او ( ؟ ) نه يك مسجد عمارت كرده است * ساخته معمور بيشك كعبهء دل صد هزار
كرده است كارى كه فرع دولتش را اصلها * ثابت فى الارض خواهد دائما از كردگار
پاسبانش مسجد اقصى است اندر آسمان * تا زمين كعبه و بيت الحرام است پايدار
آنچنان . . . ( ريخته ) ابراهيم كعبه مانده است * . . . ( ريخته ) ازين مسجد بماند يادگار
چار ركن او كه دارد رتبت اركان دين * بر مثال چار برج كعبه بادا استوار
فى شهر جمادى الاخر سنة سته ( كذا ) و خمسين و ثمانمائة . كبار ائمه در آن تاريخ كه در حيات بودند چون شيخ الاسلام نظام الدين حيدرى و مولانا محمد نانك جونى و مولانا شرف الدين و مولانا شمس الدين و مولانا يوسف و مولانا قاسم و مولا صافى و امير عين الدين و امير ناصر و مولا عمر و مولا هانى و مولا عثمان و