سلطان شاه و محمد بخشى را با جمعى خطاييان فرستاده 17 بود . ايلچيان خراسان در سمرقند توقف نمودند تا ايلچى ميرزا سيورغتمش 18 ارغداق 19 ، و ايلچى امير شاه ملك اردوان ، و ايلچى شاه بدخشان تاج [ الدين ] 20 جمع آمدند ، و به اتفاق ايلچيان خطاى عاشر صفر از سمرقند بيرون رفتند و از تاشكند 21 و سيرام 22 و آش پره 23 گذشته يازدهم ربيع الاخر به ايل مغول 24 درآمدند 25 .
و خبر يافتند كه اويس خان قصد شير محمد اغلان كرده الوس به هم برآمد 26 .
و باز خبر صلح و تسكين فتنه رسيد 27 ، و امير خداداد 28 كه صاحب اختيار 29 آن ديار بود به ايلچيان رسيده استمالت داد 30 و پيش اويس خان رفت .
و ايلچيان هژدهم جمادى الاولى به موضع بيلغوتو كه از حساب 31 محمد بيگ 32 بود رسيدند و چندان توقف كردند كه داجيان و نوكران شاه بدخشان ملحق شدند ، و از 33 بيلغوتو كوچ كرده 34 .
و بيست و دوم از آب كنكر 35 گذشته بيست و سيم محمد بيگ حاكم الوس را ديدند ، و پسر محمد بيگ سلطان شادى گورگان داماد شاه جهان بود كه دختر 36 ديگر او را ميرزا محمد جوكى داشت .
و بيست و هشتم 37 به مچلكاء يلدوز 38 و ايل شير بهرام درآمدند و در آن بيابان بىپايان با آنكه آفتاب در سرطان بود آب دو انگشت يخ مىبست .
و هشتم جمادى الاخرى 39 خبر آمد كه پسران محمد بيگ داجى را كه ايلچى اويس خان بود غارت كردند 40 ، و ايلچيان متوهّم شده با آنكه اكثر ايّام باران و ژاله بود از درهها و كوهها به سرعت گذشتند .
و آخر ماه 41 به شهر طرفان 42 رسيدند ، و درين شهر بيشتر بتپرست بودند و بتخانهء بزرگ داشتند 43 ، و در پيشان 44 صفه صورتى بزرگ بود و مىگفتند صورت شاكمونى 45 است .
و دوم ماه رجب از آنجا كوچ كرده پنجم ماه به قراخواجه رسيدند ، و دهم ماه خطاييان آمده اسامى ايلچيان و عدد مردم 46 ايشان نوشتند .
و نوزدهم به قصبهء اتاصوفى 47 فرود آمدند و آنجا يكى از خاندان مصطفوى و فرزندان مرتضوى خاندزاده 48 تاج الدين از سادات ترمذ 49 داماد امير فخر الدين حاكم مسلمانان قامل بود لنگرى ساخته 50 و [ در ] لنگر اقامت انداخته .
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين ) — صفحة 322
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٢٢