خرابات و بازيگريها ، فوائد جغرافيائى در خصوص اقوام مجاور چين نظير قلماق و تبت ، طرز معالجهء طبى ، هنرنمائيهاى چينيان در كاغذبرى و نقاشى و چاپ ، ساختن داروى توپ ( باروت ) و توپبازى بهدست مىدهد همه مورد استفادهء محققان تاريخ چين است و هريك به جاى خويش نيكوست .
در نقل مطالب تاريخى ، فقط سه بارست كه با آوردن سند به ذكر حوادث پرداخته شده ، بدين شرح :
سال 840 : « و در تاريخ هشتصد و چهل گذشته بود كه خانبالغ را بنا كردند » ( ص 115 ) .
سال 854 : « و يكى از امراى قلماق به نام اسن تيشى . . . قلماقستان را گرفت . . . و روى به خطاى نهاد و با خان خطاى به نام چين خواخان در تاريخ هشتصد و پنجاه و چهار بود كه جنگ كرد » ( ص 67 ) .
سال 902 : « قريب تاريخ نهصد و دو بود كه قحطى عظيم در يك قسم از دوازده قسم ملك خطاى واقع شد . . . » ( ص 108 ) .
مؤلف يك بار هم اشارهاى به گذشتن چهار هزار سال از زمان « شكمونى » پيغمبر كرده است . اين تاريخ در ترجمهء تركى يعنى « قانوننامهء چين و خطاى » به سال 990 هجرى برگردانده شده است . 28
اشارهء ديگر تاريخى كه در اين كتاب مىبينيم مربوط است به اعزام مولانا على قوشچى شيرى ( ؟ ) از طرف الغ بيك به چين ( ص 28 ) .
- 3 - نسخههاى متن فارسى
1 ) نسخهء دار الكتب و الوثائق القومية ( قاهره ) ، به خط نستعليق . مؤلف فهرست دار الكتب آن را به استناد تاريخ مذكور در مواضع ديگر مجموعهاى كه خطاىنامه هم در آن آمده مورخ به سال 1273 دانسته است . اين نسخه بعضى مرجحات و اضافات نسبت