* مجموعا 1010 واژهء فارسى به چينى در نسخههاى مختلف هست . اين لغات در هجده بخش طبقهبندى شده است . يعنى واژهءنامهء دستگاهى و موضوعى است .
* اين لغتنامهها توسط فارسىدانان چين تأليف شده است زيرا بطور مثال كلمهء چينى « او اوسين »
( u - u sin )
به « پنج عناصر » ترجمه شده است . سببش آن است كه چينيان به پنج عنصر معتقدند نه چهار عنصر . ورنه مىبايست همان چهار عنصر را به لفظ ترجمه مىكردند . بىفايده نيست گفته شود كه « پنج » ميان ژاپنىها هم از اعداد مبارك و سعدست . به همين مناسبت است كه يك دست ظرف در ژاپن و چين پنجتاست نه ششتا . ظاهرا بنا به اعتقاد به پنج عنصر چنين سنت و مقياسى در آن سرزمين پديد آمده است .
* * * از دورهء تيمورى هم اطلاعات خواندنى و خوبى راجع به چين در زبان فارسى هست و اهم آن شرح مسافرت هيأتى است كه در سال 825 هجرى قمرى از طرف شاهرخ تيمورى به دربار چين رفتند . غياث الدين نقاش تفصيل آن را ضبط كرده و در كتابهاى زبدة التواريخ حافظ ابرو و مطلع سعدين و مجمع بحرين عبد الرزاق سمرقندى آمده است . اين مسافرتنامه ميان شرقشناسان اروپا شهرت تمام دارد و چند بار مورد بحث و فحص و ترجمه قرار گرفته است . 23 و هردو متن در پيوست همين كتاب براى آگهى خوانندگان به چاپ رسانيده شده .
* * * اشاره به مطالب مربوط به مناسبات ميان ايران و چين را به زمانى كه خطاىنامه تأليف شده است پايان مىدهم زيرا ادامهء مطلب مناسبتى با كتاب كنونى نخواهد داشت . موضوع بسيار گستردهاى است درخور پژوهشى جداگانه .
- 2 - و اما خطاىنامه
. . . پس از نوشتهء غياث الدين نقاش مهمترين مأخذ فارسى دربارهء چين كتاب