آن حيوانات را حاضر سازند بفرمايند « 1 » هفتاد چوب بزنند و به حبس بكنند از جهت آنكه قانون نگه « 2 » نداشتهاند .
فصل « 3 » [ و اگر ازين خادمان به حكومت مملكت مىرفته باشند . . . ]
و اگر ازين خادمان به حكومت مملكت مىرفته باشند « 4 » به آن اساس و تجمل مذكور به هرمنزل كه برسد و يا به هرشهرى كه درآيد همهء اهل قلم و اهل علم همه پيش ازو بيايند و به تعظيم تمام به شهر درآرند ، و چه نوع پادشاه را و حكم پادشاه را « 5 » حرمت و تعظيم مىكرده باشند آن خادمان را نيز همچنان حرمت بكنند .
و بعد از گذشت پادشاه حكم آن خادمان بر امراء ممالك بغايت جارى است و به هر ديار كه بروند و پاى آن خادم پيش ازو به دو منزل [ و ] سه منزل در رفتن است و به هر شهر و منزل كه آن پاى در رسد خلق آن منزل يا آن شهر همه در اضطراب شوند و همه چيز بسيار شود و روى به ارزانى نهد و دزد و حرامى كم شود و سرداران و متغلبه « 6 » ترسان و لرزان شوند و آن خادم چون به آن شهر يا منزل درآيد آن شهر تمام « 7 » و بر - كمال در نظام [ آمده ] باشد و همهجا منادى در دهند كه كجاست مظلوم ؟ [ و ] كيست ظالم ؟ اگر مثل اين ندا در دادند لازم شد مظلوم را عرض حال خود كردن .
اگر دادخواه نخواهد گناهكار شود و از آنكه خادم غمازان آن شهر را طلب كند و از كدام زمان كه مفتش نيامده او تفتيش كند و غمازان را و غيره را زهرهء دروغ گفتن نباشد زيرا كه خادم مفتشان نهانى نيز در آن شهر در كار كند و داد دل مظلوم از ظالم بستاند .
و يك سبب آباد [ و ] معمور و محفوظ ماندن ملك چين آن خادمانند كه وكيل نفس خاقان چيناند كه به جاى فرزند اويند ، و اكثر آن خادمان مسلمانند و هر خادم را كه به [ حكومت ] مملكتى [ كه ] بفرستند به آن تجمل مذكور برود
هامش
( 1 ) - سها : بفرمايد
( 2 ) - سها : نگاه
( 3 ) - ق : ندارد
( 4 ) - سها : با
( 5 ) - سها : « و حكم پادشاه را » ندارد
( 6 ) - سها : سرداران متغلب
( 7 ) - سها : تمام بر كمال