اسلام از راه خشكى درآيند ، و سند درآمدن ايشان و پيشكش ايشان از اقمشه و جواهر و اسبان و شير و يوز و سياهگوش ، و تعظيم كردن خطائيان مراينها را در جايش گفته شود .
باب شانزدهم در بيان قلماق به نوبت هرسال بيست هزار كس درآمدن و پيشكش آوردن و بخشش گرفتن و متاعى كه از ايشان حاصل شود ، و نام شهرهاى ايشان و تنكار « 1 » روى زمين ايشان بودن و در و مرواريد روييدن . « 2 »
فصل - در بيان تبت و سگان تبت و اصل [ تبت ] از ان سگ بودن و پيشكش ايشان و معاش ايشان از پادشاه خطاى بودن ، بيان شود . « 3 »
فصل - در بيان مردمانى كه از شرق هند مىآيند و پيشكش ايشان و قماش خريدن ايشان [ 6 ب ] مذكور شود . « 4 »
باب هفدهم در بيان زراعت و قحطى و قيمتى و آتش شهر را سوختن [ و ] علاج « 5 » كردن ايشان و عجائب آسياب و هيزم ايشان .
باب هژدهم « 6 » قلندر از ديده گويد - نقل كفر كفر نيست - در بيان كعبهء ايشان و پرواز كردن حاجيان ايشان و دمدارى و از راه ذكر دمزدن اهل رياضت ايشان و پاپاسان از مرد و زن به چه طريق بودن و بتپرستى كار جهلا بودن پيش اهل دانش ايشان ، و كفار مشرق را ميل تمام به اسلام بودن چه از شهرى و صحرائى گفته شود . « 7 »
باب نوزدهم « 8 » در بيان زر و نقره و پول « 9 » ، و كاغذ به جاى پول « 9 » خرج كردن و صراف بودن زن و مرد ، و همهشهرى و شهرنشين و بيت المال واقچه ساختن ، رسم نى و آتش بازى عام است .
باب بيستم « 10 » در بيان قانون و قواعد نگاه داشتن و يك سخن را دوبار گفتن و
هامش
( 1 ) - س : تنهكار
( 2 ) - س : روىدن
( 3 ) - س : « بيان شود » ندارد
( 4 ) - س : « مذكور شود » ندارد
( 5 ) - س : دوا
( 6 ) - س : ندارد
( 7 ) - س : « گفته شود » ندارد
( 8 ) - س : باب هژدهم
( 9 ) - س : پل
( 10 ) - س : نوزدهم