متجاوز حكمران كرمان بود ، در بعضى از كتب تواريخ او را سلطان كرمان نوشتند . در هفت فرسنگى شهر كرمان قصبهء معروفى مىباشد كه از محدّثات اوست و ماهان گويند . و در دشتآب كه يكى از قراى بلوك اقطاع است ، مزرعهاى است موسوم به ماهان ، مصغّر كرده ماهونو گويند . و در بلوك رفسنجان و بلوك بردسير دو مزرعه معمور است [ 135 ] كه هر دو را به جهت تصغير ماهانك گويند . و در دزّك
بلوچستان هم مزرعهاى است كه ماهان نام دارد ، معلوم است كه آن هم از محدّثات آذرماهان است . و از تواريخ نيز مفهوم مىگردد كه
بلوچستان در تصرّف آذرماهان بوده در كتاب عقد العلى « 1 » و معجم البلدان « 2 » نگاشتهاند كه عثمان ابن عفان عليه ما يستحقّ در زمان خلافت خود عثمان نامى از عرب را با لشكرى مأمور [ 136 ] به فتح مكران نمود ، « 3 » بعد از آنكه سردار به اوايل خاك آنجا رسيده از قتال و جدال توقّف كرده ، عريضه خدمت خليفه انفاذ نمود كه حاصل مضمون فارسىاش اينكه :
مكران آبش غليظ و ناگوار و خرمايش را گوشت كم و هسته بزرگ است . با هر خوشه گندم يك پرچم علم بيرون مىآيد . اگر لشكر زياد به آن داخل شود گرسنه خواهند ماند و اگر كم باشد [ 137 ] ضايع مىشوند . خليفه بعد از ملاحظه امر به مراجعت عسكر فرمود و ايالت كرمان را نامزد ابو موسى اشعرى كرد .
در روضة الصّفا « 4 » و حبيب السّير « 5 » و بعضى تواريخ ديگر مرقوم است كه زمان خلافت عبد الملك مروان اموى حجّاج ثقفى « 6 » والى عراق عرب بود ، بعضى از طوايف عرب از سوء سلوك حجاج به كرمان و مكران گريختند . از آن جمله گروهى كه آنها را ازارقه « 7 » ناميدند ، [ 138 ] از آن جمله شبيب ابن [ يزيد بن نعيم الشّيبانى ] كه از شجاعان معروف عرب است و در عراق چند كرّة با حجاج مقاتله نمود ، آخر به كرمان و
هامش
( 1 ) . در عقد العلى ، مطلب مورد اشاره نيامده است .
( 2 ) . معجم البلدان ، ج 5 ، ص 208 .
( 3 ) . مؤلف اشتباه كرده است . فتح مكران در زمان عمر توسط حكم بن عمرو و همراهى عبد اللّه عتبان صورت گرفت و پس از فتح مكران ، حكم بن عمرو گزارش پيروزى را براى عمر نوشت . ( كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 75 )
( 4 ) . روضة الصفا ، ج 3 ، ص 2389 .
( 5 ) . حبيب السير ، ج 1 ، ص 305 .
( 6 ) . ثقف : نام قبيلهاى از عرب .
( 7 ) . ازارقه : چون بزرگ و رئيس ايشان را چشم كبود بود لهذا آنها را ازارقه گفتند .