طرف قبله شروع شد با رعد و برق ، بعده بارش باريد . تا دو ساعت قدرى سرد شد . از حرم شريف آب نابدان - يعنى برناله كه نزديك حضرت است و ميزاب « يعنى برناله » آوردند . من هم خوردم ، به همه كس دادم .
- بفضله - بيست و پنجم ماه رمضان روز دوشنبه : بار ديگر وقت عصر ابر آمد .
باران نباريد . محمّد صاحب وقت عصر آمدند و شيخ خلف صاحب را براى خواندن صيغه بار ديگر از حاجى مفلح فردا كه بيست و ششم ماه صيام است مهمان - بفضله - كردهام . شب بسيار گرم بود . از سبب ابر و باران نباريد
- بفضله - بيست و ششم شهر رمضان مبارك روز سهشنبه : امروز اسماعيل لكهنوى از غصّه ريال سودا واپس كرد . غرض ، زمانه همچو كرد . وقت عصر الاغ براى آوردن شيخ صاحب فرستادم . ابر هم قدرى آمد . باريكباريك باريد . بعده شيخ صاحب آمده ، در اينجا افطار كردند ، و حاجى مفلح سخنان كردند . اوّل قبول نمىكرد ، خشونت مىكرد . و بعده من پول حاجى صالح بخشيدم . شنيدم خوش شد . و از شيخ خلف صيغهء برداشتن ما از اينجا تا مكه - بفضله - بعد حج خواندند . شب قدرى هوا خوب بود .
- بفضله - بيست و هفتم ماه صيام شريف روز چارشنبه : از روايت سنيان - اهل سنت - ديشب شب قدر بوده . شيخ خلف صاحب نماز صبح قدرى خوابيده ، بر الاغ ما سوار شده ، رفتند . من به حرم شريف وقت عصر مشرّف شدم .
زيارت و نماز كرده ، به بقيع مقدس مشرّف شدم . در آنجا هم نماز و زيارت كرده ، بر الاغ نشسته ، به باغ بضاعه به فضل الهى آمدم . وقت افطار شده بود . شب باز گرم بود .
- بفضله - بيست و هشتم ماه صوم المبارك روز پنجشنبه : شب گذشته مردم وقت صبح ماه ديدند . معلوم شد كه شب گذشته بيست هفتم و امروز روز بيست و هفتم است . باز العلم عند اللّه تعالى . به بقيع شريف مشرّف شده ، باز به حرم رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - مشرّف شده ، نماز و زيارت و قرآن شريف خوانده ، به باغ بضاعه - بفضله - آمدم .
- بفضله - بيست و نهم شهر رمضان المبارك است ، روز جمعه : جمعهء آخر
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى
ص١٧٧