تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
گويند روزى باقلا فروشى از پس مطب او همى گذشت و چنان كه معهود است [ 296 پ ] دقيقه‌اى يك نوبت از پى اعلام و اقبال طبايع خلق بآواز و آهنگ بلند تحسين و تعريف متاع خويش همى نمود . اين نوبت كه صدا برآورد و كلمهء اعلام گفت ميرزا ابو الفضل استعجاب كرد و گفت اى ياران همانا اين مرد مرده است و سخن ميگويد ، بدويد و مهياى غسل و كفنش شويد ، بيامدند و او را مرده ديدند . خلاصه او را سه پسر بود كه هريك در حكمت طبيعى و طب و تجربه در زمان خود شهرهء روزگار شدند : يكى مرحوم حاجى ميرزا هادى طبيب يك پسر آورده در جوانى وداع جهان گفت ، و يكى مرحوم ميرزا عبد الباقى طبيب و از او دو پسر بعرصهء وجود آمده كه نيز در حكمت و حذاقت يادگار جد و پدرند : عاليجنابان افلاطون الزمان ميرزا احمد و جالينوس الدوران ميرزا محمد جواد ، و يكى ديگر مرحوم ميرزا عبد الوهاب و او را يك پسر زيب عرصهء وجود است : ميرزا ابو الفضل الملقب بحكيم باشى ، و او را يك پسر است : ميرزا اسد الله . و يكى ديگر از اطباى كاشان مرحوم ميرزا مهدى طبيب [ 297 ر ] ، و او را دو پسر بوجود آمده : مرحوم ميرزا محسن طبيب و عاليجاه ميرزا يوسف . و يكى ديگر از اطباى كاشان مرحوم ميرزا محمد على طبيب ، و از او يك پسر در وجود داشت ميرزا على اكبر طبيب و او را يك پسر است : ميرزا ابو القاسم ، دوم مرحوم آقا غياث كه در اواخر دولت صفويه طلوع طبابت او بوده و از او دو پسر بعرصهء وجود آمده : يكى مرحوم