اين گنبد رفيع كه دايم منور است * اين بارگاه دختر موسى بن جعفر است
خاك درش چو تربت پاكش معطر است * عمشّ يقين بدان كه على بن جعفر است
يارب بود به روز جزا حمله دار قم * خاك فَرَج كه مدفن اولاد مرتضى است
اينجا حريم خواهر سلطان دين رضا است * خاك درش به چشم خلايق چو توتيا است
شاهى كه خشت گنبد بارفعتش طلاست * چندين حديث گفته به وصف ديار قم
روزى كه سيل سيمره از رود ناربار * آمد به شهر قم ز قضاياى كردگار
دانى كه كرد رفع بلا را از اين ديار * معصومه بود دختر موساى تاجدار
ذريهء رسول خدا غمگسار قم * اولاد مرتضى على آن شاه لوكشَفَ
هستند چهارصد و چهل و چهار از شرف * مدفون به امر حق همه چون دُر در اين صدف
فرقى مدان ميان قم و كعبه و نجف * جان مىدهند اهل خرد در نثار قم
روزى كه كس نبود به خلق جهان دليل * معمار رنگريزى قم كرد جبرئيل
برد از ديار قم حجر كعبه را خليل * محكم شد از شرافت قم خانهء خليل
بنگر به چشم عقل تو بر اعتبار قم * روزى كه ظلم در همهجا باب مىشود
رحم از ميان خلق چه ناياب مىشود * روى زمين چه كورهء سيماب مىشود
ظالم به دشت قم چو نمك آب مىشود * گردنكشان چه بهره برند از ديار قم
محفوظ از بلا بود اين دار مؤمنين * طوفان به دور نوح نيامد در اين زمين
از لطف حق شرافت اين خاك را ببين * يك در گشوده مىشود از خلد هشتمين
بوى بهشت مىوزد از مرغزار قم * روزى كه حشر و نشر قيامت بهپا شود
ايمان و كفر و نيك و بد از هم جدا شود * بهر حساب خلق چه ميزان به پا شود
بر اهل قم محاسبه در قبرها شود * خوشدل كسى كه دفن شود در مزار قم
تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: على دوانى
ص٤٤٣