او را كتابهاى بسيار و مصنفات بىشمار است ، و آنها را در فهرست ذكر كردهايم .
نجاشى و علامه گفتهاند : او پيشواى ما شيعه و فقيه ماست ، و در خراسان رئيس طائفه بوده است .
در سنهء 355 وارد بغداد شد و با حداثت سن شيوخ طائفه به سماع حديث از وى مستفيض و بهرهمند « 1 » شدند . علامه نيز پس از اين سخن ، او را به جلالت قدر و حفظ حديث و بصيرت به احوال رجال و ناقديت اخبار ستايش كرده و گفته است در قميين مانند او در قوهء حافظه و حفظ حديث و كثرت علم ديده نشده ، قريب سيصد كتاب تصنيف كرده و ما آنها را در كتاب كبير خود ذكر كردهايم ، و به موافقت نجاشى گفته است وفات وى در رى سنهء 381 ه بوده است .
وحيد بهبهانى قدس سره الشريف در تعليقه از محقق بحرانى « 2 » نقل كرده كه در حاشيه كتاب بلغه در علم رجال چنين گفته است : مشايخ ما يكى پس از ديگرى از شيخ بهائى رحمت اللّه عليه روايت كردهاند كه : شخصى از وى از حال اين شيخ بزرگوار سؤال كرده است و پس از تعديل و توثيق و ثنا و ستايش او فرمود : در قديم الايام كسى از من سؤال كرد كه زكريا بن آدم و شيخ صدوق محمد بن على بن بابويه كدام يك افضل و در مرتبهء جلالت اكملند ؟
گفتم زكريا بن آدم ، چه اخبار بسيار و احاديث بىشمار از ائمه اطهار عليهم صلوات اللّه الملك الغفار در مدح او وارد شده است . پس از اين جواب در خواب خدمت شيخ صدوق ( ره ) رسيدم .
آن جناب به من عتاب كرده فرمود : « از كجا دانستى كه زكريا بن آدم از من افضل است ؟ و روى
هامش
( 1 ) - بسيارى از دانشمندان در فهم اين عبارت نجاشى كه مىگويد : « در سنهء 355 وارد بغداد شد و با حداثت سن شيوخ طائفه به سماع حديث از وى مستفيض و بهرهمند شدند » دچار ترديد شدهاند . دانشمند بزرگوار سيد حسن صدر در « تكمله امل الآمل » مىگويد : « صدوق در سال مذكور جوان نبوده - تا شيوخ طائفه در آن سن از وى استماع حديث كرده باشند و موجب شگفتى باشد ، و نمىتوانم بگويم نجاشى اشتباه كرده چون ساير علماء نيز اين را نقل كردهاند .
دانشمند عالىقدر شيخ عبد اللّه مامقانى در « تنقيح المقال » مىگويد : من تعجب مىكنم كه چگونه مطلب به اين آسانى مورد ترديد دانشمندان قرار گرفته است ، زيرا عبارت مزبور دو جمله است : جملهء اول اين كه صدوق در سال 355 وارد بغداد شد ، جملهء دوم كه هيچ ربطى به ماقبل خود ندارد ، اين است كه صدوق در وقتى كه جوانى نورس بود ، شيوخ طايفه و پيران سالخورده و دانشمند از وى استماع حديث مىكردهاند ، نه اين كه وقتى او به بغداد آمد ، جوان كم سن بوده و در آنجا علماى سالخوردهء شيعه از وى اخذ حديث مىكردهاند ! ( د )
( 2 ) - منظور شيخ سليمان بحرانى متوفى به سال 1121 ه است كه دانشمند فقيه عالىقدرى بوده است .
[ شرححال او را در جلد 4 و 9 « مفاخر اسلام » نگاشتهايم . ]