را نقل مىنمائيم . « 1 » در مسجد جاى قدم بزرگى است در سنگ مرمر كه گويند قدمگاه حضرت صاحب الزمان است ، و زير آن گودالى است چاه مانند كه سنگ مرمر روى آن انداختهاند ، و اين مسجد را به سال 1158 آقا على اكبر نام جمكرانى تعمير نموده است ، چنانكه در سنگى كه در مسجد نصب شده است اين اشعار مسطور مىباشد : « 2 »
اختر برج صفا آقا على اكبر كه رفت * آفتاب از رشك رخسارش به چرخ چارمين
نيست موسى ليك دارد چون شود گرم عطا * رزمه « 3 » زر چون يد بيضا نهان در آستين
شد موفق كرد تعمير قدمگاهى كه هست * رشك گلزار جنان و ثانى خلد برين
شد قدمگاه شه دين حضرت صاحب زمان * از طفيل همتش رشك نگارستان چين
هم نسيم گلشنش برقع گشاى روى گل * هم زلال جدولش سرچشمهء ماء معين
چون معيّن شد در ايوانش اساس اين بنا * فخرها بر آسمان از اين شرف دارد زمين
بود كامل از پى تاريخ پير عقل گفت : * « قائم آل محمد را قدمگاه است اين »
( 1158 )
بعدها حاج عليقلى نام جمكرانى به مقدار سيصد تومان صرف نمود و يك طرف صحن را ساخت ، و همينطور ناتمام بود تا اوائل سلطنت مظفر الدين شاه ميرزا على اصغر خان اتابك كه معزولا چندى به قم مقيم بود ، مسجد و صحن را تعمير و شش حجره و ايوان در طرف غربى صحن و نيز چند مستراح ساخت ، و فعلا مسجد داراى يك صحن و حجراتى چند به جهت نزول واردين ، و دو آب انبار يكى در صحن ، و ديگرى در فضاى وسيع محصورى كه به نام باغ يا صحن بزرگ ناميده مىشود و چاه آب مىباشد ، و همه هفته شبهاى جمعه جماعتى از قم شدّرحال به جهت عبادت و احياء در اين مسجد مىنمايند و آن حكايت چنانكه در « كلمهء طيبه » از تاريخ قديم قم نقل مىنمايد اين است :
« در تاريخ قم تأليف حسن بن محمد بن حسن قمى نقل فرموده از كتاب « مونس
هامش
( 1 ) - كلمهء طيبه ، چاپ اول حروفى ، ص 682 و نجم ثاقب ، چاپ اول ، علميه اسلاميه ، سال 1363 ، ص 212 .
[ باعث كمال تأسف است كه اين ناشر نام كتاب را كه محدث نورى خود در مقدمه « نجم ثاقب » ناميده ، به « النتجم الثاقب » تغيير داده ، و بعد هم با همان خط « مهدى موعود » نام كتاب من ترجمه جلد 13 بحار الانوار علامهء مجلسى ، روى جلد آمده است كه « يا مهدى موعود » يعنى دو گناه و خلاف قانون مرتكب شده است ! ]
( 2 ) - اين اشعار از « كامل » شاعر قمى است و در بخش « شعراى قم » آن را آورده است .
( 3 ) - رزمه - بقچه - بسته رخت ( فرهنگ معين )