آن مقام وفات كرد و در آن مقام او را دفن كردند و قبر ايشان مشهور است .
از آن جمله يكى در مرياباد خلف خانهء مولاناى اعظم سعيد مغفور مذكور فيه آسوده است و قبر او فاش است .
و ديگرى در « مزار گورستان غازيان » كنار « گود آهنگران » و بر در مسجد نو در ميدانگاه و خلف دروازهء مهريجرد و آنكه او را « پير برج » مىخوانند .
و ديگرى در مقابل امامزاده معصوم ، وقس على هذا .
بيت
وه كه چون بر خون « 1 » اين پاكان فرود آيد مگس * تا قيامت زهر گردد در دهانش انگبين
و درين صحراى فهرج قطعه قطعه زمين چنان مىباشد كه گويا هرگز اثر باد و غبار برو نگذشته . و در دههء عاشورا چنان سرخ مىشود كه گويا خون جوشيده است و مردم به زيارت روند .
و مبارز الدين محمد مظفر مقابل مزار مدرسهء عالى [ 61 ] ساخته است و آب در او جارى است و شوربا جهت آينده و روند وقف نمودهاند .
و مولاناى اعظم سعيد شمس الدين محمد بافقى بيرون مزار عمارتى نزه « 2 » / 51 /
ساخته و آب در او جارى است و موالى و اهالى بدين مقام بعد از زيارت روند و طبخ كنند و گاهگاه سماع نيز مىباشد .
خبر رفتن يزدگرد به خراسان و كشته شدن در آسيا
و لشكر اسلام كه در فهرج آمده بودند آنچه از قتل بازمانده بودند بگريختند و به راه كوفه پيش سعد وقاص رفتند و خبر بازگفتند و يزدگرد به خراسان رفت و در مرو ماهوى سورى [ كه ] كنارنگ يزدجرد بود به استقبال آمد و يزدجرد را تعظيم كرد و فرخزاد يزدجرد را به ماهوى سپرد و خود متوجه طبرستان شد .
هامش
( 1 ) . م : جان .
( 2 ) . مل : منزه .