مىشكافت . خزينهاى كه در اين [ 46 ] قلعه بود در شكاف زمين محجوب شد و بعضى را ديوار عمارت بر سر آمد و زير خاك بماند و بعد از سليمان ( ع ) بسيار خزاين و دفاين در اين قلعه در زير خاك مانده و هيچ پادشاه اين قلعه را به جنگ و لشكر و نقب نگرفته ، الا آنكه رعيت بسپردند . و اكنون كه حصار او كندهاند همچنان سختترين قلاع است و او را « قلعهء دالان » خوانند و به نام دالديو باز گويند .
مقصود آنكه بناى مدينهء ميبد به واسطهء شاه مؤبد شد و چون شاه مؤبد مدينهء ميبد تمام كرد او را « مؤبدگرد » نام كرد و به مرور ايام « گرد » محذوف كردند و مؤبد را ميبد گفتند ، و عهده بر راويست . / 40 /
اما خاكى است كه اكثر اهالى او سعادتمند مىباشند و مستعد و اهل قلم و اهل تموّل و سرافراز و دولتيار . و بيست و چهار ولايت تابع اوست .
بعد از آن شاه قباد بفرمود كه چند ولايت در نواحى يزد بساختند . مثل فهرج و خويدك و فرافتر .
و در زمان اشكانيان اشك بن « 1 » زال كه از ملوك طوايف بود اشكذر [ را ] او ساخت .
چون چهل سال از پادشاهى قباد بگذشت انوشيروان را ولىّ عهد كرد و زمانش سپرى شد ، او را در دخمهء مداين دفن كردند .
ذكر پادشاهى انوشيروان بن قباد
چون شاه قباد درگذشت [ 47 ] و انوشيروان به پادشاهى نشست صيت عدل و داد او در اقصاى عالم منتشر شد و بنياد ظلم و تعدّى برانداخت و عرصهء زمين رشك فردوس برين شد ، چنانچه تا دامن آخر الزمان كارنامهء عدل او منشور ديوان پادشاهان روزگار باشد « 2 » و پادشاهان سعادتمند را به دو مثل زنند .
او را از دختر خاقان ترك دو فرزند آمد : يكى پسر و يكى دختر . پسر را هرمز شاه نام نهاد و دختر را مهرنگار . و چون فرزندان او بزرگ شدند انوشيروان يزد را به مهرنگار بخشيد . و مهرنگار از مداين مقنيان را به يزد فرستاد و عاملان نصب كرد و در يزد بسيار عمارت بساخت و در يسار شهر به هشت فرسنگى دهى معتبر بساخت و آن را « مهرگرد »
هامش
( 1 ) . م : اشكين زال .
( 2 ) . مل : شد .