مقالت اول [ در تاريخ اسكندر و قتل دارا ]
در تاريخ اسكندر فيلقوس بر سبيل اجمال و آمدن اسكندر به عراق و فارس و قتل دارا و ساختن كثه كه اول عمارت يزد است [ 17 ] و به زندان ذو القرنين مشهور اصحاب تواريخ معتبره روح اللّه روحهم بالنور چنين آوردهاند كه چون بعد از وفات فيلقوس اسكندر در دار الملك روم به سلطنت نشست و تاج شاهى بر سر نهاد و ارسطاطاليس حكيم [ را ] كه مقتداى خردمندان و پيشواى حكيمان بود به وزارت بنشاند و به صوابديد رأى عالمآراى او آيين تظلم و تعدى و تغلب و تسلط [ را ] از مملكت برانداخت مجاوران و مسافران آوازهء عدل و بذل او به اطراف عالم رسانيدند و هيچ آفريده به نيم دانگ سيم سياه بر ديگرى ستم نيارست نمود و به اندك روزى تمام ممالك روم و يونان و ديار مغرب و افرنجه و مصر و اندلس [ را ] در حوزهء تصرف گرفت و مردم اطراف به تخصيص حكما و خردمندان رو به پايهء سرير اعلى نهادند و اسكندر همه را نوازش مىفرمود و به قدر پايه هنر مىافزود و روز به روز دولت او در تزايد مىبود و زبان زمانه مىگفت .
بيت
كه امروز با عدل اين شه دلير * كند بچه ، خرگوش بر پشت شير