و از مساجد و مدارس و خوانق و حمامات و بيوتات و حوانيت و بساتين و همچنين محلّات سر ريگ و مسجد جمعه و خان قلندر و كوچهء نو و كوچهء گنج و محلهء سرپلوك و عمارات آن طرف تا بازار در مدرسهء عبد القادريه [ را ] در همدگر كوفت و در خندق شهر افتاد و از راه كاريز و پاياب آب در خانههاى شهر مىجوشيد و عمارت ويران مىگشت .
و افغان و نالهء پير و جوان بر آسمان مىرفت . روز قيامت و شب رستاخيز بود ، و كس به كس نمىپرداخت . و هنوز سيل نارسيده عمارت فرومىنشست و غبار برمىخاست . و مردم خان و مان گذاشته رو به صحرا مىآوردند و علامات قيامت تمام ظهور كرد .
و قريب هزار تومان از فرش و رخوت و اسباب خانههاى مردم و كتب و ملبوسات و اجناس در زير گل و آب مخفى ماند ، چنانچه قابل بيرون آوردن نبود . غير از قيمت املاك [ 320 ] و باغات و اراضى و خانات و حوانيت و غيره .
و از جملهء غرايب اين سيل آن بود كه چون به مزارات متبرّكه / 277 / رسيدى عمارات ويران كردى و گرد قبر صلحا و عزيزان نگشتى . چنانچه مزار شيخ عمر استادان با وجود آنكه بر بلندى بود و بسيار عمارات او را منهدم گردانيد گرد قبر شيخ سعيد نگرديد .
و مزار متبرك امامزادهء معصوم تمام باير كرد از ديوار و صفوف و پاياب و مدرسه و مصنعه و آب گرد قبر امامزادهء معصوم و قبر مولاناى اعظم سعيد حاجى نظام الدين اسحق الواعظ الحموى نگرديد ، و اين معنى بر ولايت ايشان دليلى واضح است و مزيد اعتقاد اهل دين و دولت شد .
و از پسينگاه سهشنبه تا چاشتگاه چهارشنبه اين سيل جارى بود و دليل عقل آنكه تا به صد سال مثل اين خرابى تعمير نخواهد يافت و آثار او ظاهر خواهد ماند و تمام نباتات و اشجار قديم و جديد كه آب سيل به دو رسيد گفتى كه شعلهء آتش بر او زده شده است .
چنان خشك شد كه اثر نم در او نماند .
بيت
خدا را گرچه عبرتها « 1 » ست بسيار * قيامت را پس اين عبرت « 2 » نمودار
و همچنين در قريهء تفت ورود سيل شد و محلات و باغستان و بيوتات خراب گرديد .
هامش
( 1 و 2 ) . م : عشرتها . . . عشرت .