ذكر چم تفت
اين چم تفت به دو فرسنگى تفت و سه فرسنگى شهر واقع است ، و منزلگاهى است كه اين هر دو آب با يكديگر ممزوج « 1 » مىگردد .
و شاه يحيى در آن مقام محقر عمارتى ساخته و صفّه و گنبدخانه و حوضخانه پيش صفّه راست كرده بود .
و امير زاده اسكندر ديگربار عمارت كرد و خواجه جلال الدين محمود خوارزمى سفيد كرد .
مقصود آنكه آب تفت و نصيرى از چم به جانب شهر مىآيد و از طغار شرف الدين مظفر فرود مىآيد و به باغ خواجه سعيد مىگذرد و به محلّات و باغستان منقسم مىشود تا دامن « ريگ فيروزى » .
و در ترسالى آب اهرستان به چند موضع قسمت مىكنند به رسم « 2 » نامزد « 3 » مثل : جديده و سرچم و كثنويه و نرسوباد و دهاباد و ابرند آباد و / 218 / كيفرامرز و زارچ و غيره .
و قريب پانصد مصنعه در شهر و بيرون از اين آب مملوّ مىگردد و مردم مستفيض مىگردند و چاههاى آب سرد ازين آب مملوّ مىگردانند و بيشتر باغات معمور بر كنار اين آب واقع است و قريب هزار كوچه از شارع اهرستان برمىخيزد و همه باغ و خانه و بساتين و مساكن مردم مىباشد .
و اين آب به شهر [ 253 ] مىرود و به « دار الشفاى صاحبى » مىگذرد و از آنجا به در مدرسهء وردانزور مىرود و به « دار الفتح » و از در مسجد مىگذرد و تمام شهر سير مىكند .
و اليوم دوازده آسيا در اهرستان بدين آب داير است : اول آسياى عزّ الدين ، دوم آسياى ترسا ، سوم آسياى كهنه ، چهارم آسياى ضياء دينى ، پنجم آسياى كلفر ، ششم آسياى خير آباد ، هفتم آسياى يوسف خليل ، « 4 » هشتم آسياى حمزه ، نهم آسياى استاد ، دهم آسياى مرتضى ، يازدهم آسياى نو ، دوازدهم آسياى ده نيم .
و قرب هزار كوچه بلكه بيشتر از اين آب بهره مىيابند ، و دو رويه درخت بيد و توت و سنجد بر لب آب نشسته بود و هنوز بعضى هست .
هامش
( 1 ) . م ، ف : مخروج .
( 2 ) . مل : بر همه .
( 3 ) . مل : نامزده .
( 4 ) . مل : جليلى .