باقى است ، و تمام مياه تفت در او جارى گردانيد و درگاه عالى مفتوح كرد و گنبدى مروح بر درگاه بساخت ، و در جنب عمارت « 1 » درگاهى به جهت فرزند دلبند سلطان جهانگير كه درّ صدف سلطنت و گلدستهء بوستان معدلت بود عمارتى عالى و طنبى خوب منقش بر سر آب بساختند ، و دريچهها بر باغ مفتوح كردند و جامهاى آبگينهء الوان بنهادند و ابيات خمسهء نظامى بر كتابهاش مسطور گردانيدند . / 203 /
و از فصل بهار تا خريف اولاد بنى مظفر [ 238 ] در آن باغ بودندى ، و بيرون ساباطى خوب رفيع گردانيد و دو رويه خانهها بساخت ، و بر كتابهء ساباط توحيد مولانا كمال الدين اسمعيل بن عبد الرزاق اصفهانى نوشتهاند .
بيت
اى جلالت فرش عزّت جاودان انداخته * گوى در ميدان عزّت كن فكان انداخته
در دبيرستان عقل لا يزالت عقل پير * همچو طفلان از بغل لوح بيان انداخته
در ضيافتخانهء فيض نوالت منع نيست * در گشادست و صلا در « 2 » داده ، خوان انداخته
و بيرون ساباط ميدان وسيع ساخته و هر پسين شاه يحيى از باغ بيرون آمدى و بر نيم صفهء ساباط بر مسند نشستى و در ميدان گاو و شير به جنگ انداختى و بعد از آن كشتىگيران زور آزمودندى و هركس لعب و هنرى كه داشتى اظهار كردى . و آب تفت از ميان ساباط گذشتى و به باغات و محلّات منقسم شدى .
بيت
چو وقت آمد نماند آن پادشائى * به كارى نامد آن كار و كيائى
و از در باغ ساباط تا مدرسهء شمسيهء چهار منار هر روز دو نوبت به موجب حكم آب زدندى تا [ چون ] شاه يا « 3 » سلطان جهانگير يا « 4 » حرم او سلطان پادشاه گذشتندى غبار بر
هامش
( 1 ) . مل : گنبد ، ف : از « مروح » در همين سطر تا اينجا را ندارد .
( 2 ) . ف : را .
( 3 ) . ف : با .
( 4 ) . ف : با .