و در ميان هر دو فصيل قبر او راست كردند و صومعه بر بالين قبر او بساختند .
شبى مردى و زنى بدكار در آن صومعه رفتند و به فساد مشغول شدند . آتشى از غيب پيدا شد و هم در آن مقام هر دو بسوختند . بامداد نگاه كردند اندرون صومعه پر خاكستر بود و كفشى و موزهاى بازمانده ، باقى همه سوخته بود . اين موجب عبرت خلق شد .
و اظهار اين قبر در سال سبع و اربعين و سبعمائه بود ، و مزار متبرك است و بسيار نشانها از آنجا ديدهاند و اهل حاجت به مراد رسيدهاند .
و در سال اربع و اربعين و ثمانمائه جناب صاحب اعظم مقرّب الملوك العجم امير قطب الدين خضر شاه بن امير اعظم سعيد شمس الدين محمد خضر شاه قطعهاى زمين از شهر داخل كرد و صومعهء نيكو بساخت و فرش بگسترد [ 222 ] و قبر را خرقه از كاشى و آجر پوشانيد و درهاى خوب نصب كرد و اين مزار را احيا كرد ، جزاه اللّه بالخير .
ذكر مزار شيخ الاسلام اعظم سعيد مولانا شرف الدين خضر عليه الرحمة
شيخ شرف الدين خضر از بزرگان دين بود و علوم ظاهر و باطن داشت و سلاطين بنى مظفّر همه منقاد او بودند و اشعار موحدانه در غايت جزالت دارد .
و خانقاه و طنبى كه مدفن اوست از استحداث اوست و پاياب آجر / 189 / پخته در ميان خانقاه ساخته و نهر سوا « 1 » درو جارى است ، و اين خانقاه محمّد بن مظفّر داخل شهر گردانيد و عمارت خانقاه در سال خمس و خمسين و سبعمائه بود . و در سال ستين و سبعمائه به جوار حقّ پيوست .
و پسر ارجمند او مولاناى اعظم سعيد ظهير الملة و الدين محمّد از فضلاى عصر بود .
وى را تصانيف بسيار است چون « اربعين » در حديث و شرح ينابيع و تاريخ يافعى و غيره .
و در سال خمس عشر و ثمانمائه وفات كرد و در جنب پدر بزرگوارش درين خانقاه دفن كردند ، و فرزندان و سبط او همه از بزرگان و عزيزان اهل يقيناند .
هامش
( 1 ) . ( - نهر صواب ) .