تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
كه در آن هم يك شخص مؤمنى پناهنده شده نمىتواند توپ ببندد . با اين اميد برسول يفرم جواب منفى داد و آماده بجنگ شد . بعد از رسيدن جواب منفى يفرم در مرحله اول با دست خود از شصت تير به طرف مسجد تيراندازى شروع كرد در تعقيب آن توپ‌ها را هم به كار انداخت و از طرف ديگر نفرات اردو هم داخل جنگ شدند سواران ملا در اضطراب افتاده در مقابل اين بمباردمان خيلى كم جواب دادند شب فرا رسيد و جنگ ختم شد . در اطراف مسجد چند نفر پاسبان گذاشته شد كه كارش را صبح تمام كنند . در اين جنگ يك نفر ژاندارم مقتول شد و دو نفر مجروح شدند . همان شب ملا از تاريكى استفاده كرده با كسان خود از مسجد فرار و از شهر هم خارج شدند . در مسجد چند جسد ما گذاشته بودند . بعد از فرار قربانعلى تمام شهر به تصرف اردو درآمد و سركردگان اردو رشته كار را بدست گرفته مشغول برقرار كردن نظم و امنيت شدند . در ضمن يفرم يك دسته صد نفرى بتعقيب ملا فرستاد كه دستگيرش كنند . اين دسته تا بيست فرسخ راه رفته بمستملكات جهانشاه خان رسيدند و آنجا هم جستجو كردند و اطلاعات بدست آوردند كه ملا در آن صفحات است جهانشاه خان را مجبور كردند كه ملا را دستگير كرده تسليم نمايد . چند روز ديگر سواران جهانشاه خان ملا را دستگير كرده بسركرده تسليم نمودند . اين هم او را با احترام بزنجان آورد و بفرمانروايان اردو تسليم كرد . چون اين مسئله به تهران اطلاع داده شده بود از مركز دستور رسيد