تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
محمد على ميرزا در فكر نقشه‌كشى افتاد كه تأثير اين فتح را كمتر گرداند و در ضمن با حيله اين قوه خطرناك را كه حالا در قزوين جمع شده بود بر طرف سازد . براى اين مقصود يك دفعه ديگر هم فرمان برقرارى و هميشگى شدن مشروطه را اعلام داشت و موضوع اين فرمان دولت را به سپهدار و يفرم اطلاع داد . در همان موقع مخفيانه سپهدار را دعوت بطهران نمود به اين معنى كه با 300 نفر سوار خود براى گفتگوى صلح به تهران برود و در ضمن اظهار اميدوارى كرد كه صلح انشاء اللّه برقرار مىشود و سپهدار در آن موقع حكومت يك قسمت عمده كشور را عهده‌دار مىشود . اين پيشنهاد را سپهدار خيلى پسند كرد و ميل داشت قبول كند و اين خيلى طبيعى بود . زيرا سپهدار اولا طرفدار دولت و حاضر براى صلح بدون شرط بود . ثانيا رشوت حكومت خيلى دلپسند بود سپهدار خيلى ميل داشت اين پيشنهاد را قبول نمايد . ولى بعد مشاهده كرد كه آشكارا غيرممكن است برود و مىخواست مخفى به تهران برود . چون يفرم و رفقاى او خيال سپهدار را فهميدند قراول گذاشتند و مثل تحت الحفظ نگاهش مىداشتند . محمد على ميرزا از يك طرف پيشنهاد صلح كرده از طرف ديگر قشون خود را منظم و حاضر مىكرد و از تهران به قزوين راه را محكم مىكرد و براى اين مقصود قزاق و سوار به كرج و جلوتر مىفرستاد و سركرده‌هاى مشروطه‌طلبان كه در قزوين جمع شده بودند اعتنا بموضوعهاى برقرارى مشروطه و پيشنهاد صلح و غيره نكرده تهيه لوازمات براى پيشرفت به تهران