تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
قرار گرفته بودند . در مقابل اين پيش قراولان يفرم بمانورى برخاست بدين ترتيب كه با 25 نفر به طرف پل حركت كرد قشون دولتى بتصور آنكه مجاهدين خيال حمله دارند پل را ول كرده بسوى قزوين فرار كرد كه يفرم پل را تصرف كرد . ولى چون احتياج بنگاه داشتن آن نبود دوباره به « خرزان » باز گرديد . در راه پسر كوچك عياث نظام كه با مادر خود از ده فرار كرده به قزوين مىرفت دستگيرش كرد . روز ديگر يفرم با مجاهدين خود نقل مكان به ده « آقاباب » كه تقريبا در 20 كيلومترى قزوين بود كرده به تهيه حمله قزوين پرداخت . در موقع حركت از رشت از طرف سپهدار و كميته قول به يفرم داده شده بود كه به زودى قوه كه از هر حيث آماده و حاضر باشد تشكيل و بكمك او فرستاده خواهد شد تا وسايل فراهم آورده هرچه زودتر به تهران حركت كند . ولى بر خلاف آن وعده و بر خلاف تقاضاى متعدد و سخت كه از طرف يفرم مىشد اين كمك دير كرد و سپهدار قول خود را انجام نداد و كميته هم به فرستادن داوطلب موفق نشد به اين جهت كه يفرم مجبور شد چند ماه در نقاط مختلف درنگ كند . بعد از دو ماه از حركت يفرم دسته منتصر الدوله با 100 نفر كمك آمدند بعد از ورود اين دسته به ( آقا بابا ) يفرم قوه خود را كافى شمرده روز دوم با تلفن به حاكم قزوين و بسركردگان سواران از قبيل غياث نظام و مسيح خان ابلاغ كه چون خيال دارد بقزوين بيايد بنابراين پيشنهاد