استوار مىداشتند .
در سال 1165 شيخ ناصر نامى از نزديكان شيخ سعد بر او شوريده پس از خونريزىها بر او چيرگى يافته او را دستگير ساخت و خويشتن به جاى او به حكمرانى برخاست و در شوشتر و دزفول هواداران او فرمانروايى كردند .
در اين ميان دشمنى عليمردان خان با كريم خان بالا گرفته كار به جنگ كشيده بود كه در سال 1166 در نواحى كرمانشاهان با هم جنگ كردند و عليمردان خان شكست يافته به بغداد گريخت و چون در عراق كسى بنام سلطان حسين ميرزا پسر شاه طهماسب پديد آمده بود عليمردان خان پيروى او را پذيرفته و او را برداشته روانه ايران گرديد و نامهها به شيخ آل كثير و ديگران نوشته همگى را به پيروى آن پادشاه نوين خواند ولى آل كثير اين زمان سخت چيره گرديده و سر پيروى از كسى نداشتند و اين بود كه اعتنا بر آن نامهها نكردند . با اينهمه كه آل كثير از عليمردان خان بريدند در دشمنى با كريم خان پايدار ماندند و با آنكه روزبهروز نيروى كريم خان بيشتر مىگرديد اينان هرگز انديشه فرمانبردارى ازو در دل نداشتند .
در سال 1174 كه اين زمان كريم خان بر بخش عمدهاى از ايران دست يافته بود سبز على خان زند والى لرستان با سپاهى به جنگ آل كثير آمد ولى در اين جنگ هم آل كثير فيروز درآمدند و سبز على خان بدست آنان كشته شد . « 1 » بدينسان دشمنى اين عشيره با كريم خان هرچه
هامش
( 1 ) . سبزعليخان برادر شيخ عليخان يكى از سرداران نامى زند بود در همانسال كريم خان در آذربايجان ميل به چشمهاى سيد عليخان كشيده او را كور نموده بود ميرزا محمد صادق نامى در تاريخ زنديه مىنويسد كه چون « خبر بىلطفى »