نادر به ستوه آمده بودند دليرى پيدا كرده با همدستى عشاير عرب به شورش برخاست .
در اين هنگام محمد خان نامى بيگلربيگى خوزستان بود و در هويزه نشيمن داشت عباسقلى بيگ كه در پيش نام او را بردهايم اين زمان عباسقلى خان گرديده وكيل ماليات خوزستان بود مولا مطلب با عباسقلى خان همدست گرديده محمد خان را دستگير ساخت و بدينسان و به هويزه دست يافت .
در اين هنگام نادر شاه در خراسان و به گفته ميرزا مهدى خان بختش وارون و كارش دگرگون بود كه هرگز مجال پرداختن به خوزستان را نداشت . ابراهيم خان حاكم لرستان بىآنكه از نادر شاه فرمانى برسد با قشون آهنگ سركوب مولا مطلب كرده با سپاه روانه خوزستان گرديد .
محمد رضا خان حاكم شوشتر نيز با لشكرى به دو پيوست . مولى مطلب چون از آهنگ ايشان آگاهى يافت با سپاه از هويزه بيرون تاخت و در جنگى كه رويداد شكست با ابراهيم خان و محمد خان افتاد كه ابراهيم خان به لرستان گريخته محمد رضا خان به شوشتر بازگرديد .
از اين فيروزى مولى مطلب دليرتر گرديده بدان سرشد كه شوشتر را بگشايد و با سپاه روانه آنجا گرديده شهر را گرد فروگرفت دو ماه بيشتر شهر در محاصره بود و چون خبر كشته شدن نادر شاه رسيد محمد رضا خان ناگزير شده خواستار آشتى گرديد و درهاى شهر را به روى سپاه عرب باز كرد سپس چون خود او به لشكرگاه رفت مولا مطلب او را دستگير كرده نگهداشت و بدينسان شكوه و نيروى مولا مطلب بيش از پيش گرديد ليكن در اين ميان دو تيرگى ميان عشاير عرب افتاده كار به زدوخورد انجاميد و مولا مطلب چندان زبون گرديد
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص١٢٨