عمر در آنجا مىزيسته است و احتمال مىرود كه خاص معمورى بوده و اهالى بمرور ايام معمورى را عمر خيام فرض كردهاند .
( مغيثه ) بضم اول و كسر ثانى ديهى است در جنوب غربى سبزوار بفاصلهء هشت فرسخ ، و اكنون مركز بلوك كاه است ،
( مقعد ) بضم اول و فتح ثالث بطورى كه در بعض كتب آوردهاند نوعى از مرواريد است كه يك طرف آن باريك و طرف ديگرش پهن باشد .
( موسيجه ) مرغى است شبيه بفاخته ، و صعوه و ابابيل و جز آن را هم گفتهاند .
( مهر ) بكسر اول ديهى است در مشرق مزينان بفاصلهء پنج فرسخ
( ميلون ) چون بيلزن ديهى است معتبر در يك فرسخى ديورك و آن را اكنون ملوند بر وزن فرزند گويند ، و بكسر اول بر وزن دلبند صحيحتر است .
( ميدان رجا ) ظاهرا منسوب بشخصى رجاء نام بوده و اكنون ميدانى بدين نام در سبزوار نيست . ( عت 104 )
( ميج ) رش ، مج .
( ميدان ) نام يكى از محلات سبزوار غير از اسفريس بوده ؛ و اكنون هم كوچهاى بدين نام در سبزوار هست ،
( ميان اسفراين و بيهق ) از مركز بيهق تا مركز اسفراين را اكنون ميان آباد مىنامند و مسافت آن پانزده فرسنك است و از جوين مىگذرد .
( نامين ) بر وزن پايين ديهى است در نيم فرسنگى باشتين ، و آن را نامن بكسر ميم نيز نوشتهاند ، محمد باقر محقق سبزوارى از اين ديه بوده است
( ناوكيان ) اصل و مأخذ اين نسبت بطور تحقيق معلوم نشد ، و شبيه بدان « نوكى » است كه ابو الفضل بيهقى در تاريخ خود صاحب بريد سلطان مسعود ابو القاسم على را بدان نسبت ياد مىكند ، و ديگر « ناوى » است كه طايفهاى در سبزوار بدان معروفند ، و اين طايفه از قديم در آنجا مسكن دارند .
( نحاب ) بضم اول اكنون نام يكى از كاريزهاى خسروجرد است ، و آن را نه آب مىنويسند .
( نزلاباد ) بفتح اول ديهى است در دو فرسنگى سبزوار در سر راه نيشابور ، و در آن از آثار قديم بنائى كليسيا مانند است كه اهالى آن را مسجد خود قرار دادهاند .
( نسا ) نام شهرى از خراسان بوده است كه خراب شده و اطلال و آثار آن در نزديكى گيفان قوچان ديده مىشود ، و قسمتى از شهرستان قوچان در قديم جزء نسا بوده است .
( نسيب ) بمعنى شريف و صاحب اصل و نسب « نژاده » است مؤلف در صفحهء 26 يزدگرد را گويد كه نسيبترين ملوك عجم بوده است .
( نقابشك ) بضم اول و كسر باء بر وزن ( ترا هشت ) اكنون نام كاريزى است كه از يكى از محلات سبزوار مىگذرد ، و آن محله را هم نقابشك مىگويند ، اين كلمه بواو « نوقابشك » نيز نوشته شده است .
( نمس ) بكسر اول بر وزن جسم نوعى از راسوست كه در مصر يافته مىشود : و بطورى كه بعضى نوشتهاند خبيثترين سباع و سختترين دشمن ثعبان است .
نوبهار » در يك فرسنگى شامكان است .
( نوقابشك ) نام كاريزى و ديهى بوده و يكى
تاريخ بيهق ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: علي بن زيد البيهقي
ص٣٤٦