نمودم . اهل چارجو موسم تابستان به چمن وسيعى كه بسيار باصفاست و در طرف جنوب شهر واقع و از يك طرف رود آمو مىگذرد ييلاق نموده ، در آن چمن باصفا و طراوت خيمهها بر سر « 1 » پا نموده ، تمام فصل تموز را در آنجا گذران مىنمايند . جلگهاى است بسيار وسيع و خوش منظر و آنقدر چمنزار است كه تمام چهارپايان اهل چهار جو را كفايت مىنمايد .
مرو
از شهرهاى بزرگ معروف ، اهالى و سكنهء آن از طايفهء قرغيز است . اهالى اورنبورگ « 2 » و روسيه چون به طرف آسيا به تجارت روند ابتدا به شهر مرو وارد مىشوند . بخارائيها مرو را « ماور » و روسها « مارى » ناميدهاند .
ميرزا شمس مىنگارد كه : در زمان حكمرانى امير مير حيدر مرويان سر از اطاعت تافته ، بناى عصيان و گردنكشى نهادند . مير حيدر با لشكرى انبوه به طرف مرو تاخت و اهل مرو را كه زياده از بيست و پنج هزار تن بودند ، جمعى را كشته و باقى آنها را به شهرهاى ديگر كوچ داد . قلعهء مرو را نيز با خاك يكسان نموده ، از طوايف اوزبيك و غيره در آنجا سكنى داد و اكنون هر كس را بخواهند از بخارا اخراج بلد و نفى نمايند به مرو مىفرستند و در آنجا محبوس نظر مىنمايند و تا كنون قريب پانصد تن از بزرگان بخارا را به مرو فرستادهاند و در مدّت سه سال يك مرتبه مقصّرين مرو را و تقصيرات آنها را رسيدگى نموده ، يا آنها را كه استحقاق عفو دارند بخشيده ، بعضى ديگر را به بلاد دور تر روانه مىنمايند .
در اطراف شهر مرو نهرها و قناتهاى چند جارى است كه كشت و زرع دشت مرو را سيراب مىنمايد كه تمام آن قناتها را از رود مرغاب كه تا مرو سه فرسنگ مسافت دارد جدا نمودهاند .
امير نصر اللّه خان در زمان حكمرانى خويش اراده داشت كه مرو را آباد نموده ، تمام
هامش
( 1 ) . اساس + و ؛ با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : ارمبورك .