مردم با هم مهربان و نرمخو مىشوند ، آن را ، بكه گفتهاند .
« ابراهيم نخعى فقيه ، گفته است ، بكه با حرف باء بر خانهء كعبه و مكه با حرف ميم بر شهر اطلاق مىشود . »
و ابو بكر محمد زهرى گفته است « بكه بر كليهء مسجد و مكه بر حرم اطلاق مىشود . » « 1 »
ابن بطوطه در سفرنامهء خود در مورد ساختمان خانهء كعبه چنين مىنويسد :
« بناى چهارگوش كعبه در وسط مسجد الحرام نمايان است . ارتفاع آن از سه جهت بيست و هشت ذراع و از جهت چهارم كه بين حجر الاسود [ 88 ] و ركن يمانى باشد ، بيست و نه ذراع است . پهناى ديوار كعبه از ركن عراقى تا حجر الاسود ، پنجاه و چهار وجب و عرض ديوار مقابل آن يعنى ركن يمانى و ركن شامى نيز ، همان مقدار است . اما عرض دو ديوار ديگر در امتداد ركن عراقى تا ركن شامى ، و امتداد ركن شامى تا عراقى ، يا ركن يمانى تا حجر الاسود چهل و هشت وجب است . بيرون حجر كه مبدأ طواف از آنجا مىباشد ، صد و بيست وجب است .
مصالح كعبه ، از سنگهاى سخت گندمگونى است كه با نهايت مهارت و استحكام ، روى هم قرار دادهاند ، به طورى كه مرور دهور و گذشت زمان ، تغييرى در آن نبخشيده است . در كعبه ، بين حجر الاسود و ركن عراقى واقع شده و از آن تا حجر ، ده وجب فاصله است كه آنجا را ، ملتزم مىنامند و محل استجابت دعا مىباشد .
ارتفاع در از سطح زمين ، يازده وجب و نيم و طول آن سيزده وجب و پهناى آن هشت وجب است . عرض ديوارى كه در بر آن نصب شده پنج وجب مىباشد .
بازوها و عتبهء فوقانى در به طرز هنرمندانهاى با ورق نقره پوشيده شده است . و دو حلقهء نقرهاى بزرگ ، روى در قرار دارد كه قفلى نيز بر آنهاست . و « به قول ناصر خسرو در سفرنامه ، اين دو حلقهء نقره و دو حلقهء كوچكتر نقره را ، از ايران و از شهر قزوين براى در كعبه فرستادهاند . »
در زمان ابو سعيد بهادر خان ( 717 - 736 ) نهمين پادشاه از سلسلهء ايلخانيان ، يكى از وزراى او يعنى تاج الدين عليشاه [ 89 ] كه با سعايت خود در خون وزير دانشمند ، خواجه رشيد الدين فضل اللّه همدانى [ 90 ] شده بود به شكرانهء پيروزى ،
هامش
( 1 ) . همان منبع ، ج 2 ، ص 696 و 697