دليل عقل و قرآن و بنابه روايت خبر حضرت رسول اكرم ( ص ) كه پيامبران از اصلاب و ارحام پاكان هستند ، آزر نمىتواند پدر ابراهيم باشد بلكه عمو يا جد مادرى او بوده است ) « 1 » .
( كلمهء اب ) در لغت عربى غالبا بر پدر اطلاق مىشود و گاهى بر جد مادرى و عمو و همچنين مربى و معلم ، جمعى از مفسران سنى ، آزر را پدر واقعى ابراهيم مىدانند ، در حالى كه مفسران و دانشمندان شيعى معتقدند آزر ، پدر ابراهيم نبوده است ، بعضى او را پدر مادر و بسيارى او را عموى ابراهيم دانستهاند طبق روايات و اخبارى كه پدر پيامبران مىبايست موحد باشند ، مسلما پدر حضرت ابراهيم موحد و يگانهپرست بوده و آزر ، جد مادرى يا عموى وى بوده است ) « 2 » .
( و آنجا كه ابراهيم مىگويد
« رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ »
بار خدايا مرا و پدر و مادرم را بيامرز ، دليل مىكند كه مادر و پدر ابراهيم ، مؤمن بودهاند چه نشايد پيغمبر ، كافر مصر بر كفر را به غفران دعا كند ) « 3 » . « و بنابه نفس آيات 113 و 114 سورهء توبه ، شايسته نيست ، پيامبران بر مشركان دعا كنند و طلب استغفار نمايند .
پس آزر نمىتواند پدر ابراهيم باشد ، و بعيد نيست كه عموى او بوده و به سبب بتپرستى و گمراهى وى ، ابراهيم در جوانى از او دور شده است » « 4 » .
« در حالى كه نكته همين جاست كه فرزند بتتراش سر سلسلهء بتشكنان تاريخ شود و اين زيباست » « 5 » .
بعضى ديگر گفتهاند : كه ، آزر ، نام بتى معروف بوده كه « تارح » پدر حضرت ابراهيم پردهدارش بوده است « 6 » .
هامش
( 1 ) . ابو الفتوح رازى ، تفسير ابو الفتوح به تصحيح و حواشى ميرزا ابو الحسن شعرانى ( تهران ، اسلاميه ، بىتا ) ج 4 ، ص 461 و ص 414
( 2 ) . ناصر مكارم شيرازى [ با همكارى ديگران ] . تفسير نمونه ج 5 ( تهران ، دار الكتب الاسلاميه 1361 ) ص 30
( 3 ) . تفسير ابو الفتوح ، ج 7 ، ص 36
( 4 ) . جعفر سبحانى ، فروغ ابديت ، ص 71 - 73
( 5 ) . على شريعتى . سيماى محمد ، ترجمهء عبد الحسين ساشارين ( تهران ، حسينيه ارشاد با همكارى ارشاد ، 1350 ) ص 73
( 6 ) . ابو منذر هشام كلبى . تنكيس الاصنام ( الاصنام ) ترجمهء سيد محمد رضا جلالى نائينى ( تهران تابان ، 1348 ) ص 83