نوشت تا او را از ميان بردارد ، و وى ذو الحمار را كشت . و اين لقب از آن به وى دادهاند كه خرى داشت ، چون به وى مىگفت « اسجد لربك » سجده مىكرد و چون مىگفت « ابرك » مىخفت .
( ف . م . ج 5 اعلام ص 561 )
16 . مسيلمه
mosaylame
ملقب به كذاب ( دروغگو ) مكنى به « ابى المنذر » در آخر عهد پيغمبر ( ص ) ادعاى نبوت كرد و عدهاى از مردم يمامه به دو گرويدند . و در روزگار خلافت ابو بكر به دست لشكر اسلام كشته شد و مسلمانان او را مسيلمه كذاب خواندند . مولوى در اين بيت مثنوى نام او را به تحريف « بومسيلم » گفته ؛
شير پشمين از براى كد كنند * بومسيلم را لقب احمد كنند
( ف . م . ج 6 اعلام ص 1979 )
17 . فاطمهء سجاح
sajah
وفات در 55 هجرى قمرى ، از مدعيان پيغمبرى ؛ دختر حارث بن سويد
harese bne sovayd
. از قبيلهء تميم بود ، و در زمان ابو بكر دعوى پيغمبرى كرد ، و عدهاى به دور او گرد آمدند ، و در صدد جنگ با خليفه برآمد . مسيلمهء كذاب كه او نيز دعوى پيغمبرى داشت ، نزد وى آمد و او را تزويج نمود . سجاح يك چند با او بماند ، و چون از جنگ با مسلمين مىترسيد ، از مسيلمه جدا شد ، و به قبيلهء خود بازگشت . در اين ميان مسيلمه كشته شد ، و سجاح اسلام آورد ، و به بصره رفت ، و در آنجا وفات يافت .
( د . م . ج 1 ص 1274 )
18 . طليحة بن خويلد [
tolayhate'bne xovayled
] طليحة بن خويلد بن نوفل اسدى
( nafale )
، وفات در 21 هجرى قمرى ، از رؤساى قبايل عرب و از سران اهل رده . از قبيلهء بنى اسد بود .
در سال چهارم هجرى قمرى از مسلمانان شكست خورد ، و سال بعد در محاصرهء مدينه شركت داشت . در سال نهم هجرى قمرى اسلام آورد . در دهم هجرى قمرى سر به شورش برداشت ، و دعوى پيغمبرى كرد ، و پس از وفات پيغمبر ، بعضى قبايل ديگر را طرفدار خود ساخت ، و در عربستان مركزى به اهل رده پيوست . در رجب يازدهم هجرى قمرى خالد بن وليد به امر ابو بكر به جنگ او رفت ؛ طليحه در نبرد بزاخه
bozaxa
در نجد شكست خورد ، و چندى متوارى بود . پس از آن ، بار ديگر اسلام آورد ، و در خلافت عمر به مدينه آمد . در جنگهاى قادسيه و جلولاء و نهاوند از خود شجاعت نشان داد ، و ظاهرا در جنگ به قتل رسيد ، اسم اصلى طليحه ، طلحه
( talha )
بوده است ، و طليحه مصغر آن است ، كه به عنوان تحقير به وى اطلاق شده است .
19 . عمرو عاص يا عمرو بن العاس ، وفات حد 42 ه . ق ، فاتح مصر و از هوشمندان معروف عرب ، از قبيلهء قريش . در آغاز از مخالفين اسلام بود ، ولى در سال هشتم ه . ق اسلام آورد . پس از چند مأموريت كوچك ، حضرت رسول او را به عمان فرستاد و وى در آنجا بود كه خبر وفات پيغمبر به او رسيد ، و وى به مدينه بازگشت . شهرت عمدهء عمرو ناشى از فتح مصر است .
پس از تسخير اسكندريه ( 21 ه . ق ) او حكومت آن سرزمين و تأسيس دستگاه قضايى و تشكيلات خراجى آن را سامان بخشيد . شهر فسطاط ، كه بعدها به نام مصر و در قرن چهارم ه . ق به نام قاهره ناميده شد ، از تأسيسات اوست . در اختلاف على ( ع ) و معاويه وارد