مدنى و ديگرى ( معروف به سنهدرين بزرگ ) منحصرا دينى . هر دو سازمان با ويرانى معبد يهود از ميان رفت . در 1807 ناپلئون يك سنهدرين مركب از 71 عضو از ربنها ( عنوان علما و مجتهدين جامعه يهود كه نيز به عنوان خاخام يا حاخام مشهورند و به معنى شاگردان حكيم و استاد ماست ) و از مردم غير روحانى براى بررسى مسألهء روابط بين يهوديان و مملكت تأسيس كرد .
( د . م . ج 1 ص 1357 )
16 . جلجتا
( joljota )
يا گلگثا [ عبرى - جمجمه ] ، محلى در خارج حصار بيت المقدس كه گويند عيسى در آنجا مصلوب شد ( متى 33027 ؛ مرقس 22015 ؛ لوقا 33023 ؛ يوحنا 019 17 - 20 ) .
17 . خاقانى شروانى ، افضل الدين ، متخلص به خاقانى ، وفات 595 ( يا 582 ) ه . ق . نامش به قول خودش بديل
( Badil )
و به قول خطاى تذكرهنويسان ابراهيم يا عثمان بوده است .
پدرش على نجار بود و مادرش زنى عيسوى نسطورى بوده و سپس اسلام آورده بود .
نخست حقايقى تخلص مىكرد ولى به وساطت استاد و پدرزنش ابو العلاء گنجوى به دربار منوچهر بن فريدون شروانشاه راه يافت و به خاقانى مشهور شد . وى در علوم عقلى و نقلى متبحر بود و در فصاحت و بلاغت ، خود را به حسان تشبيه مىكرد . در قصيدهسرايى استاد بود و غزل نيز نيك مىسرود . علاوه بر كليات ، مثنوى تحفة العراقين و چند قطعه نثر از آثار اوست كه غالبا با اشاراتى به اصطلاحات علمى و آداب و امثال عامه همراه است ، كلام او را دقت خاصى بخشيده است . ديوان خاقانى سه بار توسط دكتر ضياء الدين سجادى ، على عبد الرسولى و محمد لوى عباسى به تصحيح و چاپ رسيده است .
18 . كاليگولا
( Kaligula )
[ به زبان لاتين - چكمههاى كوچك ] ، شهرت قيصر گرمانيكوس
( germanikus )
، 12 ب . م - 41 ب . م ، امپراتور ( 37 - 41 ب . م ) روم . پسر گرمانيكوس و لقبش به اين مناسبت بود كه در كودكى چكمههاى نظامى مىپوشيد . پس از تيبريوس به امپراتورى رسيد . ظاهرا اختلال مشاعر داشت ، و حكومتش با قساوت و استبداد جنونآميزى توأم بود . گويند اظهار تأسف مىكرد از اينكه مردم جملگى يك گردن ندارند تا با يك ضربه بتوان سرشان را از تن جدا كرد . نيز گويند اسبش را كنسول كرد . سرانجام به دست كرآس مقتول شد و كلاوديوس اول به جايش نشست .
( د . م . ج 2 ش - ل ص 2151 )
19 . نرون
( neron )
. لوسيوس دوميتيوس نروكلوديوس
( Lucius Domitius Nero Clodius )
( 37 - 68 م . ) ، امپراتور روم ( 54 - 68 م ) . وى پسر دوميتيوس آئنوباربوس بود و مادرش آگرىپين بود كه به زوجيت كلوديوس اول درآمد و او كلوديوس را بر آن داشت تا نرون را به فرزندى بپذيرد . چون كلوديوس درگذشت ، نرون به جاى او به سلطنت نشست ، و قدرت را از دست مادر بيرون آورد . مادرش نيز به مخالفت با وى به پشتيبانى بريتانيكوس ، پسر واقعى كلوديوس پرداخت ، اما بريتانيكوس مرد ( ظاهرا نرون او را مسموم كرد ) . در اين هنگام نرون تحت نفوذ زنى به نام پوپائاسابينا ، رفتارى وحشيانه يافت ؛ مادرش و بعدا زنش اكتاويا را به قتل رسانيد . به روايتى حريق سال 64 روم را برپا ساخت و به تعقيب و