عثمان ، پس از فتوحات زياد و جنگهاى طولانى ، در حالى كه پادشاهى دادگر بود و نظم و عدالت را در قلمرو حكومت خويش برقرار كرده بود و درگيريهاى بسيار با مغولها و يونانيان و در تسخير شهرها بجز قسطنطنيه داشت ، در سال 1326 م / 727 ه . ق درگذشت . جانشينان او به ترتيب پسرش « اورخان » سلطان مراد ، پسر اورخان و پسر او سلطان « بايزيد اول » [ 79 ] ملقب به بايزيد « يلديرم » ( برق و صاعقه ) بود . بايزيد را از آن جهت يلدرم مىگفتند كه در جنگها به سرعت برق و صاعقه پيشروى مىكرد .
بعد از بايزيد ، پسرش محمد و بعد مراد دوم و بالاخره سلطان محمد فاتح گشايندهء قسطنطنيه و جانشينان بعدى او بودند .
ما به جزئيات حكومت عثمانيان كارى نداريم اما مىدانيم كه « فتح قسطنطنيه در سال 1453 م مطابق با جمادى الاولى 858 ه . ق يكى از بزرگترين وقايع تاريخ عالم است كه در سرنوشت اروپا تأثير عجيبى داشته است » « 1 » .
جلوس سلطان محمد فاتح ( 1451 - 1481 م ) به تخت سلطنت عثمانى تمام اروپا را وحشتزده ساخت . او توانست با سرعتى فوق العاده به كمك هوش سرشار و تعصب و بيرحمى فراوانى كه داشت ، بازماندگان صليبيها را تا پشت دروازههاى اروپا دنبال كند . او هنگامى به اين فتح بزرگ دست يازيد و پشت تمام پادشاهان اروپا و كشورهاى همسايه و همجوار را لرزانيد كه فقط 21 سال داشت .
در آن سالها كليساى كاتوليك رم و كليساى ارتدكس قسطنطنيه پس از مخالفتها و طعن و لعنهاى زياد نسبت به هم ، پيمان مودت و اتحاد بسته بودند و كنستانتين يازدهم معروف به ( دراگازس ) « 2 » كه برادر و جانشين ژان هشتم پالئولوگ بود ، بر قسطنطنيه حكومت مىكرد . حكومت او منحصر بود به همين شهر و اطراف آن كه مساحت آنها رويهم رفته از شمال و مغرب تقريبا صد مايل مىشد . اما ، اين امپراطور نگونبخت چشم اميدش فقط به مساعدت و كمك اروپا و كليساى رم بود .
قسطنطنيه را در آن زمان ، به محلهاى مىگفتند كه در ميان خليج قسطنطنيه « آلتين - بوينوز » [ 80 ] و درياى مرمره واقع بود و امروز آن را استانبول و به تركى ايستانبول « 3 » مىگويند و شامل تمام شهر است . ساكنان آن يونانيها ، روميها ، ژنيها ، ايتالياييها ،
هامش
( 1 ) . سرهنگ لاموش . تاريخ تركيه . ترجمهء سعيد نفيسى ( تهران ، كميسيون معارف 1316 ) ص 50
( 2 ) .Dragazes( 3 ) .Istanboul