كه ديوار از هجوم اقوام مزبور كه از قوم مغول بودند به سرزمين چين جلوگيرى كرد « 1 » .
آزاد از اينكه سد ذو القرنين ، غير از ديوار چين است مىگويد : « اول بايد متذكر شد كه در قرآن براى بناى اين سد دو صفت متمايز ذكر شده ، يكى اينكه سد را بين دو ديوار طبيعى بلند بر پاى داشتهاند ، ديگر آنكه جزو مصالح بناى آن بيش از حد آهن به كار رفته است . روى اين اصل بايد اولا در يك دره كوهستانى ، سد را بيابيم و ثابت كنيم در اين ديوار بيش از سنگ و آجر ، آهن مصرف شده و نيز راه عبور و مرور را بيابيم كه درهاى كوهستانى آن را قطع مىكرده است . » « 2 » همين دو صفت ، كاملا ما را به مقصود رهبرى مىكند ، مفسرين ما كه از اين دو توصيف چشم پوشيدهاند ، هرجا ديوارى ديدند ، آن را سد ذو القرنين خواندند . مثلا مرحوم « مير سيد احمد » كه از محققين بزرگ معاصر است ، ديوار چين را مورد نظر قرار داده و گويد سد ذو القرنين است ، حال آنكه اين ديوار به هيچ وجه نمىتواند سد ذو القرنين باشد ، زيرا در درهء كوهستانى بنا نشده ، و ثانيا مصالح آن آهن نبوده ، بلكه يك ديوار سنگى است كه صدها ميل طول دارد « 3 » .
يأجوج و مأجوج
قرآن مجيد ، در دو سورهء ، از اين قوم نام برده است . يك بار در سورهء انبياء آيهء 96 ، مىفرمايد :
( حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ )
- تا چون گشاده شود ، يأجوج و مأجوج و ايشان از هر بلندى مىشتابند .
و ديگر در سورهء كهف آيهء 93 ، كه مىفرمايد :
( قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا )
- گفتند اى ذو القرنين به درستى كه يأجوج و مأجوج فساد كنندگانند در زمين پس آيا بگردانيم براى تو خرجى بر آنكه بسازى ميانه ما و آنها سدى - ؟ كه البته كوروش خرجى آنها را نمىپذيرد و با هزينهء خود و كمك آنها سد را مىسازد .
هامش
( 1 ) . ذو القرنين ابو الكلام آزاد ، ص 145
( 2 ) . همان كتاب ، ص 138
( 3 ) . همان مأخذ ص 139