طوريكه در ذكر كلر اشاره ميكنيم برخى او را همان كلر دانسته ، و كلمهء سپاله مسكوكات او را سياله خوانده و سهو كردهاند ، در حالى كه اصل كلمه در فرس قديم سپاده
SPADA
بمعنى لشكر است و سپاله پتى ، سپه بد معنى ميدهد ، و تبديل دال به لام در كلمات فارسى و پنبتو خيلى فراوانست « 1 »
كلمهء پتى
PATI
در زبان ويدى معنى بادار و رئيس را داشت ، ويس پتى
VIC - PATI
رئيس روستا بود « 2 » همچنان در سانسكريت ويدى ، گوترا پتى
GOTRA - PATI
( رئيس اصطبل گاو ) و وراجه پتى ( رئيس چراگاه ) و گرامه پتى
GRAMA - PATI
رئيس قوم و رئيس مجموعه روستاها است ، و كلمات پت و پتى كه مصدر بسا كلمات سنسكريت بوده معنى عزت و مالك و بادار را داشت « 3 » و در پنبتو اكنون همين معانى را دارد ، و پتى كسى است كه داراى وجاهت و رياست و عزت و آبرو باشد ، و گمان ميرود كه با ( بد ) زبان درى در كلمات سپهبد و كوهبد و غيره همريشه باشد - پير محمد مياجى شاعر پنبتو گفت :
داسى و وى شيخ متى * دمولا په عشق پتى « 4 »
پس از روى اين تحليل لغوى معنى سپاله پتى - سپاده پتى سردار و سپاه سالار باشد كه در زبان درى اين كلمه سپهبد گرديده است .
و اين لقب براى برخى از امراء در اوايل عصر اسلامى نيز مستعمل بود ، چنانچه در تواريخ عربى حكمران بلخ در حدود سنه 91 ه بنام اسپهبد بلخ ياد شده است « 5 »
پدمه
از شاهانيكه نامش فقط بوسيلهء مسكوكات مكشوفه شناخته شده پدمه
PADAMA
هامش
( 1 ) - پتهانان از سراولف كيرو ص 110 طبع لندن 1958 م
( 2 ) - كيمبرج هسترى آف انديا 1 / 94
( 3 ) - قاموس هندى از دنكن فوربس طبع لندن
( 4 ) - پته خزانه 133 طبع كابل .
( 5 ) - طبرى 5 / 230