شهره كاريزيست پر آب حيات * آب كش تا برد مد از تو نبات
آب خضر از جوى نطق اوليا * ميخوريم اى تشنهء غافل بيا
( مثنوى )
بر تصوف برخى اعتراضات نيز وارد است ، كه اين چيز علت انزوا و ترك دنيا و پستى همت و قبول ذلت و استرخاء ملل اسلامى گرديد ، و يا علت غايى نشر آن شكستى بود ، كه ملل اسلامى از طوفان مغل ديدند ، و ناچار از دنيا گريختند و به ماوراء ماده و جهان معنى پرداختند .
گمان ميكنم كه تصوف حقيقى اسلامى كه از سرچشمهء زاينده كتاب و سنت نبعان ميكرد ، و اختلاطهاى اجنبى نداشت ، علت پستى و نزول ملل اسلامى نگشته باشد .
زيرا در ان عناصر منفى كم بود ، و روح جهاد و تأمين زندگى را نميكشت ، و چنانچه گفتيم ، مبناى آن بر رهبانيت و ترك دنيا و انزوا از اجتماع نبود ، بلكه يكنوع زهد معتدلى بود ، كه با امور دين و حيات و دنيا و عقبى سازگارى داشت .
اما اختلاطهاى بعدى كه در تصوف از آميزش ملل ديگر بوجود آمد ، مايهء تغيير ماهيت اسلامى آن گرديد ، و عناصر رهبانيت و انزوا و فناى روح اجتماعى را در ان دخيل ساخت ، كه اين اختلاطهاى جديد ، يقينا با روح حقيقى اسلامى منافى بود ، و بنيهء ملل اسلامى را به عناصر منفى ضعيف مىساخت . چنانچه يكى از ائمه بزرگ صوفيان خراسان ابو نصر سراج طوسى ( متوفى 378 ه ) در كتاب اللمع خويش تمام اختلاطها و خطاهاى برخى از صوفى نمايان عصر خويش را به تفصيل برشمرده ، و ابواب خاصى را در ان كتاب به اين موضوع تخصيص داده است . « 1 » و چون شرح و تفصيل اين مبحث بقرون ما بعد اسلامى تعلق دارد ، آن را بجاى خود بازميگذاريم .
عناصر تصوف در دو قرن اول اسلامى
درين عصر علم تصوف بطور فنى ترتيب و منضبط نشده بود ، و متدرجا در قرن سوم و چهارم ، كار ترتيب و تبويب آن تكميل گرديد ، تا كه بين سال 448 و 475 ه
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به اللمع 511 ببعد