باز مىبينيم كه در پديد آوردن اين حركت فكرى ، خراسانيان دستى قوى داشتهاند ، به اين معنى كه حسن بصرى ( طوريكه در فصل دوم گفتهايم ) عمرى را در سيستان گذرانيده بود ، و لابد از جريانات عقلى اين سرزمين وقوف كاملى داشته است .
دوم ميدانيم كه در همين اوقات صوفيان بسيار محقق و معروف وجود داشتند ، و حتى در طبقهء اول صوفيان متقدم چندين تن صوفيان خراسانى بودند ، كه از پيشوايان اين طريقت شمرده ميشدند مثلا :
1 / فضيل بن عياض تميمى خراسانى از قريهء فندين مرو بود ، كه در سمرقند در ( 105 ه 723 م ) متولد شد ، و در ابيورد نشو و نما يافت « 1 » ، و مدتها شيخ الحرم مكه و محدث و عابد بزرگ بود ، وفاتش در كوفه 187 ه 802 م است « 2 » .
2 / ابراهيم بن ادهم : از شهزادگان بلخ و پدرش از ملوك خراسان بود ، كه قصور شاهى بلخ را گذاشت و درويشى گزيد ، و از اعاظم صوفيان اسلامى گشت ، وفاتش در سوفنن روم 161 ه 777 م است « 3 » .
3 / بشر حافى بن حارث : اصلش از قريهء بكرد
BAKRID
مرو و ساكن بغداد بود ، در سنه 150 ه 767 م متولد و در سنه 227 ه 841 م در بغداد وفات يافت « 4 » . محدث و زاهد بزرگست .
4 / عبد اللّه بن مبارك مروزى : چنانچه قبلا گفتهايم ، يكى از محدثان و زاهدان خراسان و متوفى ( 181 ه 797 م ) است ، كه علاوه بر ماثر فقهى و علمى ديگر مولف كتاب الزهد و الرقائق است ، كه نسخ خطى آن در لپزيك و فاس و سند موجود است « 5 »
5 / شقيق بن ابراهيم بلخى : از مشاهير خراسان و نخستين كسى است ، كه در انجا
هامش
( 1 ) - طبقات الصوفيه سلمى 6 طبع قاهره 1953 م
( 2 ) - الاعلام 5 / 360
( 3 ) - الاعلام 1 / 24
( 4 ) - طبقات سلمى 40
( 5 ) - بروكلمان 3 / 153