در كرمان و مكران بپراگندند ، و ايشان قدر خير و شر را مانند اهل سنت به خدا اضافت كردند ، و با حمزيه درين فكر مخالفند .
ديگر فرقهء خوارج اصحاب غالب بن سادل ( شاذان ) سيستانىاند ، كه در مسئله قدر با حمزيه موافقند ، ولى اصحاب اطراف را در ترك آنچه از شريعت نميدانند معذور ميدارند و گويند به عقل چيزى چند واجب است . شيبانيه نيز گروهى از خوارج خراسانند پيروان شيبان بن سلمه خارجى كه با ابو مسلم خراسانى پيش از 130 ه 747 م در جنگهاى نصر بن سيار يارى مىنمود ، و شيبانيه به جبر قائلند و گويند كه حضرت كبريائى در نفس خويش علمى آفريده است كه اشياء معلوم او تعالى شود درگاه حدوث و وجود . « 1 »
دربارهء آغاز حركت خوارج در سيستان چنين نوشتهاند : كه قطرى بن الفجاءة يكى از صناديد عرب با عبد الرحمن بن سمره به سيستان آمده بود ، و همين قطرى بعد از واقعهء تحكيم در جملهء خوارج از جمعيت ميدان صفين برامد ، و كسان خود را به سيستان فرستاد ، و مردم اينجا را با خود متفق و هم عقيده ساخت . « 2 »
بعد ازين خوارج سيستان را در تاريخ اين سرزمين كارنامهاى بزرگست و با امويان و عباسيان پيكارهاى عنيف و صعبى دارند مثلا :
1 / جنگ خوارج سيستان با لشكر عرب كه به سردارى حريش بن بسطام با عبيد اللّه بن ابى بكره آمده بودند ( حدود 78 ه 697 م ) كه اعراب لشكريان تباه شدهء خود را جيش الفناء نام كردند . « 3 »
2 / در سنه 82 ه 701 م همام بن عدى سدوسى سالار بزرگ خوارج با عبد الرحمن بن اشعث جنگ كرد و هزيمت يافت . « 4 »
هامش
( 1 ) - ترجمهء فارسى ملل و نحن 95 ببعد
( 2 ) - تاريخ سيستان 110
( 3 ) - تاريخ سيستان 111
( 4 ) - تاريخ سيستان 113